على اصغر حلبى
31
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
دينى را كلام مىناميدند . روى هم رفته در وجه تسميهء اين علم به كلام پنج قول گفتهاند كه آنها را فهرستوار ياد مىكنيم : 1 . كلام صيغهيى است عربى براى ناميدن علمى يونانى . اعراب قديم ، علم جدل يونانيان را منطق ناميدند ، و منطق از نطق مىآيد ، و نطق كلام است . پس معلوم مىشود كه علم كلام و علم منطق يك چيزاند . « 1 » 2 . برخى گفتهاند علم كلام را از آن سبب كلام ناميدهاند كه اصحاب آن در مسائلى تكلّم كردهاند كه گذشتگان در آن باب تكلّم نكردهاند . « 2 » و ليكن بايد دانست كه در اين قول اگر چه وصف كلام درست مىنمايد ، ولى محتواى درستى براى علت تسميه ياد نشده است . 3 . عدّهيى از دانشمندان بزرگ و مورّخان بدين عقيدهاند كه اين علم را كلام از آن روى خواندهاند كه اصحاب آن « در كلام اللّه » اختلاف كردهاند كه : آيا قديم و ازلى است و يا مخلوق و حادث زمانى . و اين مسأله يعنى خلق قرآن سخت معروف است و از مسائل نسبة پيچيدهء كلامى ، و بسيارى از ذهنها را پريشان كرده و مايهء زحمت و رنج خلق كثيرى گشته است ، چنان كه بيان خواهد شد . غالب دانشمندان اسلامى اين وجه تسميه را بيشتر پسنديدهاند . مثلا ابن خلّكان در ترجمهء ابو الحسين بصرى متكلّم ( وفات ، 436 ه . ق . ) از قول سمعانى صاحب الانساب در وجه تسميهء كسى كه به كلام مشغول است - به متكلّم - ، چنين آورده است : « واژه متكلّم ، بر كسى اطلاق مىشود كه علم كلام را مىداند ، و آن علم اصول دين است ، و براى اين آن را كلام ناميدهاند كه نخستين خلافى كه در دين ظاهر شد دربارهء كلام خدا بود كه آيا مخلوق است يا غير مخلوق ؟ پس مردمان در اين باره سخن پيوستند ( و تكلّم كردند ) ، و از اين روى اين علم اختصاصا كلام نام گرفت ، هر چند كه همهء علوم را به وسيلهء كلام تفسير و تعبير مىكنند . » « 3 » دانشمندان جديد ( و به ويژه اروپاييان ) اين وجه تسميه را چندان استوار نمىدارند و از جمله گويند بحث در كلام اللّه مهمّترين و نخستين مسألهء اين فنّ نبوده است ، و تنها در روزگار مأمون و معتصم به صورت مسألهء جدّى درآمد ، و حال آن كه حدود صد سال پيش از آن كسانى دربارهء مسائل مهمّتر كلام از قبيل جبر و اختيار ، و مقام انجامدهندگان
--> ( 1 ) . يازجى و كرم ، اعلام الفلسفة العربيّة ، 114 ، بيروت ، 1965 . ( 2 ) . تهانوى ، كشّاف ، 1 / 23 - 24 . ( 3 ) . وفيات الاعيان ، 2 / 55 ، چاپ تهران .