على اصغر حلبى
261
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
كمتر كسى را ستوده - او را بسيار ستوده و « استاد » خوانده است . « 1 » وى مردى صوفى مسلك و زاهد بوده و به ورّاقى ( - صحّافى و استنساخ كتب ) مىزيسته است . از آثار او شرح الارشاد در اصول دين و برخى مسائل كلامى ، و الغنيه در فروع مذهب شافعى بوده است . امام فخر رازى نيز او را بزرگ مىداشته ، و از انديشههاى او ياد كرده است . از جمله در تفسير كبير ( 2 / 213 ؛ 4 / 99 ترجمهء نگارنده ) از عقايد كلامى و نيز از سعهء صدر و بلند نظرى و تسامح دينى او ياد كرده است . كتابشناسى : سبكى ، طبقات الشافعيّه ، 4 / 222 ، محمّد الحلو ؛ زركلى ، الاعلام ، 3 / 137 . 45 . زمخشرى ( 497 - 538 ه . ق . ) گفتيم كه محمود غزنوى اشعرى شافعى بود ، و كتابهاى معتزله را به آتش سوخت و رجالشان را آزار داد . امّا در روزگار حكومت سلجوقيان به ويژه طغرل بك سلجوقى ( 385 - 455 ه . ق . ) بار ديگر معتزله نفوذى يافتند و بر عقل طغرل بك غلبه كردند و در پيشبرد مقاصد و رواج عقايد خويش از او استفاده كردند . تفصيل آن چنين است كه ابو نصر محمد بن منصور كندرى ( 416 - 454 ه . ق . ) معروف به عميد الملك وزارت طغرل بك را يافت ، و در پيشگاه او به مرتبهء والايى رسيد . چون اين كندرى معتزلى متعصبى بود ، به تقديم جماعت معتزله و بزرگداشت آنان همّت گماشت و در ادارهء شئون كشور از آنها استمداد كرد ، و اندك اندك كار را به لعن اشعريه و شافعيه كشانيد « 2 » ، و بسيارى از رجال معتبر اشعرى شافعى مانند ابو سهل بن الموفق را به دستور طغرل بك زندانى كرد ، و كسانى مانند ابو المعالى جوينى از ترس جان پنهان شدند و يا به حجاز گريختند . « 3 » حال بر اين منوال بود تا اينكه طغرل بك به سال 455 ه . ق . مرد و برادرزادهاش آلپ ارسلان ( 455 - 465 ه . ق . ) جانشين او شد . او نيز عميد الملك را در وزارت خويش ابقا كرد ، و به اعزاز و احترام او افزود . امّا ناگهان بر او خشم گرفت و از
--> ( 1 ) . نهاية الاقدام فى علم الكلام ، 15 ، 18 ، چاپ آلفرد گيوم . ( 2 ) . ابن الاثير ، الكامل ، 10 / 21 ؛ سبكى ، طبقات الشافعيه ، 2 / 270 ؛ ابن خلكان ، وفيات ، 2 / 103 . ( 3 ) . طبقات الشافعيه ، 2 / 270 - 272 .