على اصغر حلبى
247
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
صاحب بن عباد اعتزال را از پدرش حسن بن عبّاد بن عبّاس فرا گرفت ، و در آن غالى بود و همواره مردم را بدان فرا مىخواند و در انتشار آن مىكوشيد ، و معتزلهء همهء اطراف را به دور خويش جمع مىكرد ، و مناصب و الا را به ايشان مىسپرد ، و اموال زيادى به آنان مىبخشيد ، و رى در زمان او براى معتزله مانند بغداد در عهد مأمون و معتصم بود ، و صاحب براى ايشان مانند احمد بن ابى دؤاد بود . در اين راه از شيوههاى گوناگون استفاده مىكرد . هركس به مجلس او مىآمد با او در خلق قرآن مناظره مىكرد « 1 » ، و از اين راه به استمزاج و اقناع او مىپرداخت . گاه به ترغيب و اغرا متوسّل مىشد ، و هيچ كس را جز كسى كه دربارهء مذهبش با وى مناظره مىكرد و به قول او مىگفت ، وظيفهيى نمىداد . گويند پيش كسى كه گويا از او چيزى كمك خواسته بود پيغامى فرستاد و در آن نوشته بود « هركس به دين خويش بنگرد ما در دنياى او مىنگريم ، و اگر تو عدل و توحيد اختيار كنى ما نيز فضل و تمهيد خود را براى تو بسط مىدهيم ، و اگر به جبر خويش همچنان پايدار باشى كسر تو را جبرى نيست ( حال شكستهء تو را درمانى نيست « 2 » ! » - اين وضع يعنى قدرت و شكوه معتزله دوام داشت تا اينكه حكومت آل بويه روى به نقصان و ضعف نهاد و در همين اوان سلطان محمود بن سبكتكين غزنوى ( 361 - 421 ه . ق . ) اندك اندك قدرت مىگرفت . وى در سال 389 ه . ق . بر خراسان مستولى شد « 3 » ، و در سال 393 همهء اموال سيستانيان را گرفت « 4 » . در سال 420 ه . ق . به سوى شهر رى رفت و با نيروى تمام وارد شهر شد و امير آنجا يعنى مجد الدوله پسر فخر الدوله ديلمى را گرفت . « 5 » سلطان محمود سنى شافعى بود ، از اين روى ، معتزله را از رى به خراسان نفى كرد ، و كتابهاى آنان را با كتب ديگر فلسفه و نجوم به آتش سوخت . در عهد صاحب در رى كتابخانهء عظيمى بوده ؛ و بيهقى گويد كه خود بدانجا رفتم ، و تنها فهرست كتابهاى آنجا به ده مجلد بر مىآمد . و همو گويد : سلطان محمود هر چه از كتابهاى كلامى در آنجا بود بيرون آورد و در آتش سوخت . « 6 » و شكّ نيست كه سوزاندن اين كتابخانه خسارتى است كه ارزشيابى نمىتوان كرد ؛ چه اگر به دست ما مىرسيد ، معلومات محدود ما در حق
--> المنتظر . » ( 1 ) . ارشاد ، 6 / 211 . ( 2 ) همانجا ، 6 / 286 . ( 3 ) . ابن خلكان ، وفيات ، 2 / 124 . ( 4 ) . شذرات الذهب ، 3 / 221 . ( 5 ) . ابن الاثير ، تاريخ ، 9 / 261 . ( 6 ) . ارشاد ، 6 / 259 .