على اصغر حلبى
236
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
نبودهام قدرى شوم ! و متوكّل از خنده به پشت افتاد ! « 1 » كتابشناسى : راغب ، محاضرات ، 4 / 427 ؛ سيوطى ، بغية الوعاة ، 181 ؛ ياقوت حموى ، ارشاد الاريب ، 1 / 62 . 26 . ابن كرّام سيستانى ( وفات ، 255 ه . ق . ) ابو عبد اللّه محمد بن كرّام ، بنا به گفته سمعانى ، « 2 » در يكى از روستاهاى زرنج سيستان از مادرزاد ، پدرش تاكبان « 3 » بود ، و گويند اصل او از بنى نزار ( از قبايل عرب ) بوده است . او در سيستان بزرگ شد ، و براى تحصيل حديث و علوم دينى ديگر به خراسان ، بلخ و نيشابور رفت . پس از آن به مكّه رفت و پنج ( 5 ) سال در آنجا مجاور شد ، و به سيستان بازگشت ، و دارايى خود را در آنجا بفروخت ، و به نيشابور رفت ، و در آنجا محمد بن طاهر بن عبد اللّه ، از امراى طاهريان او را به زندان افكند . پس از آزادى از زندان ، در شوّال 251 ه . ق . از نيشابور بيرون شد و به فلسطين رفت ، و در صفر 255 ه . ق . در بيت المقدّس رخت به جهان ديگر كشيد و قبرش در آنجاست . فرقهء « كرّاميّه » منسوب به نام پدر مؤسّس اين فرقه يعنى كرّام هستند ، نه خود او يعنى محمّد . كتاب عمدهء او عذاب القبر نام دارد و عقايد خاصّ او در آن كتاب مندرج بوده است . كرّاميّه در خراسان و مشرق ايران فراوان بودهاند ، و در فلسطين نيز جمعى پيرو داشتهاند . شهرستانى كرّاميان را 12 ( دوازده ) فرقه مىداند ، و اسامى برخى از اين فرقهها را ذكر مىكند كه از آن جمله سه فرقهء طرائقيّه ، حقائقيّه ، و اسحاقيّه بودهاند . اهل سنّت و بسيارى از معتزله و شيعه ، كرّاميّه را به سبب برخى عقايد ، و بويژه اعتقاد ايشان به جسم داشتن و شبيه بودن خدا به مخلوقات ( مخصوصا انسان ) تكفير كرده ، و گاه « عامى » و « جاهل » و « ضالّ » و جز اينها گفتهاند و آنان را با مجسّمه و مشبّهه ( جسم
--> ( 1 ) . شبيه به اين مطلب است اين ابيات صاحب بن عبّاد طالقانى ، متكلّم معتزلى معروف ، كه در ردّ جبريّه گفته است ( - راغب ، محاضرات ، 4 / 426 ) : اصفع المجبر الّذي * بقضاء السّوء قد رضى فاذا قال « لم فعلت ؟ » * فقل « هكذا قضى ! » ( 2 ) . الانساب ، 476 - 477 ، به كوشش نيكلسن ، چاپ عكسى . ( 3 ) . Vine - tender ) - كرّام ) .