على اصغر حلبى

226

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

چيزى از معاصى را كفر ندانسته‌اند مادام كه جحود و انكار پديد نيايد ، زيرا فرع نمىآيد بىآنكه او را اصلى باشد ؛ و اين قول عبد اللّه بن سعيد بن كلّاب است » . و اين مطلب دو چيز را نشان مىدهد : نخست اينكه ابن كلّاب مذهب مرجئه داشته است كه مىگفته‌اند : با ايمان هيچ معصيتى زيان ندارد ؛ دوم اينكه ابن كلّاب ، غير از متكلّم بودن ، در زمرهء اهل حديث نيز بشمار مىآمده است . كتاب‌شناسى : ابن نديم ، الفهرست ، 180 ، چاپ تجدّد ، سبكى ، طبقات الشافعيّه ، 4 / 191 ؛ زركلى ، الاعلام ، 4 / 90 . 23 . جاحظ بصرى ( وفات ، 255 ه . ق . ) ابو عثمان عمرو بن بحر الجاحظ ( وفات 255 ه . ق . ) ، معروف به جاحظ بصرى و « الحدقىّ » ( گاو چشم - چشم برآمده ) يكى از بزرگترين و پركارترين دانشمندان اسلامى است ، و اعتبار و شهرت او در بسيارى از شعبه‌هاى علم از ادب ، شعر ، كلام ، فلسفه ، نقد شعر ، طنز و هزل ، علوم عقلى ، و به ويژه جانورشناسى نيازى به گفتن ندارد . در اهمّيّت او اين اندازه بس است كه گفته‌اند « از دلايل اعجاز قرآن اين است كه جاحظ بدان ايمان داشته است . » « 1 » ابن قتيبهء دينورى گويد : « جاحظ واپسين متكلمان بود و در بيان حجت و ايراد آن از همه تواناتر بود ، چنان كه كوچك را به آسانى بزرگ و بزرگ را كوچك جلوه مىتوانست داد . » « 2 » شهرستانى مىگويد : جاحظ بسيارى از كتب فيلسوفان را خواند و آنها را با عبارات لطيف و نوشته‌هاى ظريف خويش درآميخت ، و بيشتر ميلش به فلسفهء طبيعى بود . و كتاب الحيوان دليل بارز اين ميل و تبحر او در جانورشناسى و مباحث طبيعى است . در هزل و شوخ طبعى او همين بس كه از شوخى و ظرافت در حق خودش نيز تن نزده است . از جمله مىنويسد : روزى زنى زيبا مرا ديد و گفت اگر قدم رنجه كنى و با من بيايى بسيار سپاس دارم . با او رفتم و او مرا به مردى نشان داد و گفت « مانند اين مرد كن » و خود خداحافظى كرده بشتاب رفت . من از خداوند دكان پرسيدم مقصود اين زن چه بود . گفت :

--> ( 1 ) . محمد كرد على ، امراء البيان ، 2 / 4 و ما بعد « . . . من دلائل اعجاز القرآن ايمان الجاحظ به . . . » . ( 2 ) . تأويل مختلف الحديث ، 71 ، چاپ مصر .