على اصغر حلبى
184
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
نخستين مسألهيى كه امام در مورد آن بحث كرد و مربوط هست به موضوع ما پيرامون وضعيت خلفاى راشدين بود . فرقههاى مذهبى گاهى اين بحث را مطرح مىكردند كه آيا خلافت بعضى از خلفا صحيح بود يا نه ؟ كداميك افضل بودند ؟ آيا احدى از آنها مسلمان باقى ماندند يا نه ؟ اين پرسشها تنها يك رأى تاريخى درباره شخصيتهاى گذشته نبود بلكه سؤال اساسى كه از اين مسائل توليد مىشد اين بود كه آيا طريقهيى را كه خلفا طى كردند مىتوان به عنوان طريق قانونى براى تعيين رهبر در حكومت به حساب آورد يا نه ؟ و اگر خلافت يكى از آنها مشكوك پنداشته شود آيا احكام اجتماعيى را كه در زمان او صادر شده مانند جزئى از قانون اسلام مىتوان پذيرفت يا نه ؟ و فيصلههاى آن خليفه عنوان نظاير قانونى خواهند داشت يا نه ؟ اضافه بر اين ، صحت و عدم صحت خلافت آنان ، ايمان و عدم ايمان آنان ، و حتى برترى بعضى از آنان بر بعض ديگر نيز بر اين سؤال منتهى مىشد كه مسلمانان بعدى آيا اجتماع اسلامى ابتدايى را مورد تقليد قرار دهند ، و احكام اجتماعى آنان را كه تحت تربيت و راهنمايى مستقيم پيامبر ( ص ) قرار گرفته بودند و معلوماتى را كه بوسيلهء آنها از قرآن و سنت پيامبر و احكام اسلامى به نسلهاى بعدى مىرسيد ، بپذيرند يا نه ؟ پرسش دوم پيرامون موقف جماعت صحابه است كه گروهى اكثريت آنها را تنها بجرم اينكه سه خليفه اول را بعنوان رهبر قبول كردند ظالم و گمراه و حتى كافر مىپنداشتند و گروه كثيرى از آنها را خوارج و معتزله كافر و فاسق قلمداد مىكردند . اين سؤال نيز تنها يك سؤال تاريخى نبود بلكه بر پايهء آن خود به خود اين مسأله ايجاد مىگرديد كه آيا مىتوان اعتراف كرد كه احكام پيامبر كه توسط اين افراد نقل شده است به عنوان مصدر و مأخذ قانون اسلامى قرار بگيرد يا نه ؟ سؤال سوم ، و اساسى ، تعريف ايمان ، فرق اساسى ميان ايمان و كفر و آثار و نتايج گناه بود كه بر سر آن بحثهايى ميان خوارج ، معتزله و مرجئه صورت گرفته بود . اين سؤال نيز يك مسأله لاهوتى محض نبود بلكه با اصل بناء و تركيب اجتماع اسلامى ارتباط عميقى داشت ، زيرا اگر دربارهء آن فيصله صورت گيرد اثر آن بر حقوق اجتماعى مسلمانان و تعلقات قانونى آنها متوجّه مىشود . همچنانكه از آن در يك حكومت اسلامى اين مسأله پديد مىآيد كه آيا در حكومت اسلامى كه حاكمانش گنهكار هستند ، امور مذهبى از قبيل جمعه و جماعات و محاكم و جنگ و جهاد و امور سياسى ديگر به صورت صحيح اجرا خواهند شد يا نه ؟ اينك نظر ابو حنيفه را پيرامون اين مسائل به اختصار ياد مىكنيم :