على اصغر حلبى

177

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

حنفى مذهبان بعدى تأليف شده است ، كه امام مذهب ايشان آنها را در تعاليم خويش به كار مىبرده و بدانها استناد مىكرده است . بهتر است از يك رشته از اين گونه مسندها سخن بگوييم كه از آنها هنوز حدود ده مجموعه در دست است . « 1 » غرض از تأليف اين مسندها اين بوده است كه حنفىها براى مخالفان خود ثابت كنند كه استاد آنها از احاديث نبوى بسيار استفاده مىكرده است « 2 » . ابو حنيفه تأثير شايان توجّهى بر اصول عقايد اسلامى داشت و سنّت او به ويژه در مكتب ماتريدى ( وفات 333 ه . ق . / 944 م ) و استادان آن مكتب در سمرقند ادامه يافت و پيشرفت كرد . تنها اثر معتبرى كه از ابو حنيفه به دست ما رسيده نامهء او به عثمان البّتّى است ( كه چاپ نشده ) و در آن ابو حنيفه از عقايد مرجئه‌گرايانهء خويش به سبكى معقول و ماهرانه دفاع كرده است . كتاب الفقه الاكبر ( 2 ) كه در الفهرست ابن النديم ( 231 ، قاهره ، بى . تا . ) و مآخذ بعدى به او نسبت داده شده كتاب عقيدتى است كه علم كلام مدرسى را در مراحل نخستين آن نشان مىدهد و احتمالا در نيمهء اول سدهء چهارم هجرى / دهم ميلادى به رشته تحرير درآمده است . الفقه الاكبر را نبايد با الفقه الاكبر ديگرى كه - بحث از متن كامل آن در اينجا مقدور نيست ( متن و شرح آن به سال 1321 ه . ق . در حيدرآباد چاپ شده است ) - يكى دانست . صرف نظر از اين شرح ( كه براى تشخيص آن از كتاب ديگرى به همين اسم ، ممكن است آن را شمارهء 1 بناميم ) ، چنين بر مىآيد كه اصل كتاب شامل برده مقاله بوده است كه نظرگاه اهل سنّت حنبلى مذهب را در برابر خوارج ، قدريّه ، شيعه و جهميّه نشان مىدهد . اين كتاب نشان مىدهد كه مؤلف مرجئى مذهب بوده ، و پيش از ظهور فرقهء عظيم معتزله مىزيسته است . كتاب دوم كه فقه اكبر اول نيز در آن مندرج شده است فقه ابسط است ( كه چاپ نشده است ) . و كتابى است حاوى جوابهايى كه به مسائل اعتقادى داده شده است كه آنها را جهت گرفتن جواب از امام ، شاگردش ابو مطيع البلخى ( وفات 182 ه . ق . / 799 م ) مطرح كرده است . در اين كتاب همهء مقالات فقه الاكبر 1 را ، به جز يك مقاله ، مىتوان يافت . طرز بيان مطالب داراى چنان وضعى است كه در باب اصالت فقه الاكبر هيچ ترديدى باقى نمىگذارد ، اما نه در تأليف آن از خود ابو حنيفه ، بلكه در منشأ اظهارات آنها . چندان

--> ( 1 ) . GAL , Suppl . I , 286 - 7 . ( 2 ) . Goldziher , Muh . Stud . II . 230 .