على اصغر حلبى
165
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
سرايت مىكند و بر عقلها غلبه مىيابد تا مردم به سبب آنها به كارهاى بزرگ و رويدادهاى خطرناك مرتكب مىشوند » « 1 » . يك جاى ديگر كه از تعصّبات نابخردانهء برخى از گروههاى مسلمين ياد مىكند . و فصلى مفصّل شرح مىدهد ، در پايان مىگويد كه : « معلوم مىشود كه آدمىزاده تا چه پايه ناتوان است ، چه اگر شخص كسى را دشمن بدارد ، بستگان او را نيز دشمن مىدارد ، و انديشههاى او را نيز - كه احتمال دارد درست باشد - به چيزى نمىگيرد و نسبت به آنها اظهار نفرت مىكند » . « 2 » 2 . برخى از اين متكلّمان را به مناسبت در فصول پيشين ياد كردهايم و گاه به تفصيل دربارهء زندگانى و انديشههاى او و فرقهء كلامى كه او پديد آورده ، يا بعدها به نام او پديد آمده ، بحثى شده است . در اين گونه موارد ، پس از ذكر نام و مشخّصات اجمالى او ، به فصل مذكور ارجاع مىدهيم . و نيز بايد توجّه داشت كه در بيان عقايد اين متكلمان ، آنچه را كه معمولا « اصول عقايد » مىخوانيم ( از قبيل توحيد ، نبوت ، و معاد ) ، چندان مورد توجّه قرار ندادهايم ، چه در اين صورت تكرار پيش مىآمد ، و حجم كتاب از دو برابر نيز افزونتر مىگشت . دليل مطلب نيز آن است كه اين متفكّران متكلّم ، عمدة يا معتزلى يا اشعرى و يا شيعى بودهاند ، و چون اصول عقايد اين سه گروه را قبلا به تفصيل ياد كردهايم تكرار آن را در بيان احوال متكلّمان لازم ندانستهايم و غالبا نياوردهايم ؛ مگر زمانى كه لازم مىنموده است . تنها عقيدهء آنان را در باب خلافت و امامت ياد كردهايم . 1 . حسن بصرى ( 21 - 110 ه . ق . ) ابو سعيد حسن بن يسار بصرى ، از تابعان ثقه . امام اهل بصره ، و حبر امّت در روزگار خويش بود . وى عالم ، فقيه ، شجاع ، فصيح و ناسك بود . در مدينه متولّد شد ، و در كنف حمايت امير مؤمنان ( ع ) بزرگ شد « 3 » . ربيع بن زياد والى خراسان در عهد معاويه او را به كتابت خود فراخواند ، ولى او ساكن بصره شد . ترس و هيبت او در دلها عظيم بود ، چنان كه بر واليان در مىآمد و ايشان را به معروف امر و از منكر نهى مىكرد ، و در راه خدا از ملامت هيچكس پروايى نمىداشت . عثمان عفّان و عبد اللّه عبّاس را ملاقات كرد . در
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 5 / 116 ، محمد ابو الفضل ابراهيم « . . . فليعجب المتعجب من العقائد كيف تسرى فى القلوب و تغلب على العقول حتّى يرتكب الناس لاجلها عظائم الامور و اهوال الخطوب . . . » . ( 2 ) . همانجا ، 9 / 194 « من انحرف عن انسان انحرف عن اهله و عياله و كتبه و آرائه و عن كلّ ما يتعلّق به » . ( 3 ) . گفتهاند پدرش اهل ميسان بوده ، و مولاى يكى از انصار ( مرتضى ، امالى ، 1 / 106 ، محمد ابو الفضل ابراهيم ) .