على اصغر حلبى
152
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
فصل ششم اعجاز قرآن اعجاز در لغت ناتوان و عاجز كردن كسى را گويند « 1 » ( غياث ) ، و در اصطلاح ، خارق عادتى است كه از پيامبر براى شيعه از معصوم - ظاهر مىشود . « 2 » امّا خارق عادتى كه از غير بنى ( مانند اولياء و مردان خدا ) سر مىزند آن را كرامت مىگويند . به عبارت دقيقتر معجزه ( يا معجز ) امرى خارق عادت همراه به تحدّى ، با نبودن معارضه است . اين كه مىگوييم « امرى » است براى اين است كه معجزه آوردن چيزى غير معتاد است يعنى مردم بدان عادت ندارند ؛ و اين كه مىگوييم « خارق عادت » است براى اين است كه امر ادّعا شده از امور ديگر متمايز باشد ؛ و اين كه مىگوييم « همراه به تحدّى است » براى اين است كه مدّعى كاذب معجزهء گذشتگان را حجّتى براى خود قرار ندهد ، و ضمنا از ارهاص « 3 » و كرامت نيز جدا باشد ؛ و سرانجام اين كه مىگوييم « با نبودن معارضه » ، براى
--> ( 1 ) . اعجاز را اهل لغت به معانى ديگرى نيز آوردهاند ، از جمله : الاعجاز لغة الفوت ، يقال : اعجزنى الأمر أي فاتنى ؛ اثبات العجز و نسبته . اعجز اخاه اذا اثبت عجزه عن شىء ، او جعله عاجزا ؛ و وجدان العجز . اعجزت زيدا اى : وجدته عاجزا ( لسان العرب ، مادّهء « عجز » ) . ( 2 ) . به عقيدهء شيعه ، معصومان ديگر نيز جز رسول اكرم ( ص ) ، همه كارهايى را كه ايشان انجام داده ، انجام مىتوانند داد . و ذكر معجزات بسيارى از امير مؤمنان ( ع ) و ائمّهء ديگر در كتب ايشان از قبيل الالفين سيّد مرتضى و الامالى همو ، و كشف المراد ( 210 - 219 ، قم ) علّامه حلّى و مآخذ ديگر آمده است . و پيامبر اكرم ( ص ) - به نظر ايشان - تنها اختصاص به خاتميّت دارند . مثلا از جملهء معجزات امير مؤمنان « ردّ شمس » يا بازگردانيدن خورشيد است تا نماز خود را قضاء نكند . سيّد حميرى ( وفات ، 179 ه . ق . ) در اين باره گويد ( - سيّد مرتضى ، الامالى ، 2 / 340 ، محمد ابو الفضل ابراهيم ) : ردّت عليه الشمس لمّا فاته * وقت الصّلاة و قد دنت للمغرب . ابن جورى در تلبيس ابليس ( 96 ، قاهره ، بى . تا . ) اين خبر را ردّ كرده و از « موضوعات روافض » شمرده است . ( 3 ) . ارهاص ، در لغت ، بنياد نهادن ديوار است ، و در اصطلاح ، عبارت از امر خارق عادتى است كه از سوى پيامبر ( ص ) پيش از بعثت ظاهر مىگردد . و برخى آن را از قبيل « كرامت » دانستهاند ، زيرا پيامبران پيش -