على اصغر حلبى

146

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

يا بود و به ثمر نرسيد . سرانجام عبد اللّه المهدى كه نسبت بلافصلش به محمد و از طريق او به اسماعيل مىرسد ، موفق شد كه شالودهء يك امپراطورى خيره‌كننده را در مصر بريزد ، كه حاكمانش به فاطميان اعقاب حضرت فاطمه ( ع ) دخت گرامى پيامبر اسلام ( ص ) ، و حضرت على ( ع ) ، معروف‌اند ، در اينجا تذكار اين نكته مفيدست كه بىهيچ شك و شبهه ، قرمطيان با اسماعيليه ربط نداشتند و چنان كه بعضى به غلط مىپندارند ، با آنان يگانه نبودند . هوليستر ( Hollister ) موضع آنان را چنين تعيين مىكند : كلمهء قرمطى به چند معنى به كار رفته است : ( 1 ) به عنوان مترادف اسماعيليه به طور كلى ؛ ( 2 ) به عنوان گروههاى ناراضى اسماعيلى كه در هجوم به سوريه شركت جستند و نزديك بود كه دمشق را تصرف كنند و در آنجا ، زودتر از شمال آفريقا ، سلطهء فاطميان را مستقر نمايند ؛ ( 3 ) به عنوان پيروان حمدان قرمط و برادر ناتنىاش عبد اللّه كه از اسماعيليه بريده بود و ( 4 ) به عنوان قرمطيان بحرين . جديدترين تحقيقاتى كه مورد تصويب مراجع اسماعيلى هم هست ، اين نكته را روشن ساخته است كه فقط اين گروه اخير است كه سزاوار نام قرمطى مىباشند . خلفاى فاطمى ( 297 - 567 ه . ق . ) حكومتى دينى مستقر كردند و در مجموع فرمانروايانى عادل و با كفايت بودند . يكى از آنان به نام الحاكم « 1 » ادعاى الوهيت كرد . به تعبير ديگر ، نه فقط مدعى امامت بود ، بلكه بعدها ادعا كرد كه نور الهى وارد بدن او شده ، لذا او با آفريدگار جهان اتحاد يافته است . در خارج از مصر به اين ادعا خنديدند ، ولى دروزيهاى لبنان تا امروز هم به الوهيت او معتقدند و در انتظار ظهور « خداوندگار حاكم » اند . آنان معتقد نيستند كه او واقعا كشته شده باشد ، و بر آن‌اند كه همانند اغلب امامان ناپديد شده و به هنگام مقتضى ظهور خواهد كرد و ظهورش مبشر عصر جديدى از سعادت و بركت و حق و حقيقت خدايى در روى زمين خواهد بود . جاى شگفتى است كه مقدر بود اسماعيليه به دو گروه نيرومند تقسيم بشوند . المستنصر در سال 428 ه . ق . درگذشت و پيروان فرزندش نزار مدعى هستند كه امامت از مستنصر به نزار كه ارشد اولاد او بوده منتقل شده ، يعنى نزار به جانشينى پدر تعيين شده است . بارى نزار هنگامى كه پدرش درگذشت در قاهره نبود ، و قبل از آنكه بتواند اقدام مؤثرى صورت دهد ، برادر ناتنىاش المستعلى بر تخت نشست و نزار را در برابر عمل انجام شده قرار داد . نزار هرگز به خلافت نرسيد ، ولى هواخواه ثابت قدمى چون حسن صباح پيدا كرد . حسن در دورهء خلافت المستنصر به ايران رفته بود و شخص

--> ( 1 ) . غيبت يا كشته شدن او را به سال 411 ه . ق . نوشته‌اند .