على اصغر حلبى

102

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

ايشان سخن به ميان آورده ، از جمله در خطبهء 40 اشاره به آنها آمده است : « قالوا لا حكم الّا اللّه . فقال : نعم لا حكم الّا للّه و لكنّكم تقولون لا امارة ، و لا بدّ للناس من امير برّ او فاسق » « 1 » و باز در خطبهء 3 ( خطبهء « شقشقيّه » ) به آنان اشاره كرده است : « فلما نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت أخرى ، و فسقت آخرون » . « 2 » اهمّيّت سياسى فتنهء خوارج ، گذشته از ايجاد كردن نابسامانى در بلاد اسلامى ، آماده كردن زمينهء غلبهء معاويه بر على ( ع ) بود كه در واقع چهرهء كشورهاى اسلامى آينده را دگرگون كرد ، و همين‌طور راه را براى غلبه عباسيان بر امويان هموار ساخت . نظر امام ( ع ) دربارهء خوارج : وصيّت علىّ ( ع ) به ابن عباس ( شرح نهج ، 18 / 71 ) : « لا تخاصمهم بالقرآن ، فانّ القرآن حمّال ذو وجوه ، تقول و يقولون ، و لكن حاججهم بالسّنّة ، فانّهم لن يجدوا عنها محيصا . » با ايشان به قرآن مخاصمه مكن زيرا قرآن داراى چندين وجه است ( محكم ، متشابه ، ناسخ ، منسوخ و . . . ) اگر تو چيزى گويى ايشان نيز چيزى توانند گفت ؛ و ليكن با ايشان به سنّت احتجاج كن كه آنگاه گريزگاهى نيابند . - در زمان رحلت در وصيت به فرزندش حسن ( ع ) ( شرح نهج ، 5 / 78 ) مىگويد : « و لا تقاتلوا الخوارج بعدى ، فليس من طلب الحقّ فأخطأه كمن طلب الباطل فأدركه . قال الرّضىّ : يعنى معاوية و اصحابه » پس از من با خوارج قتال مكنيد ، زيرا آنكه حقّ را مىجست و در خطا افتاد مانند كسى كه باطل را مىجست و آن را بدست آورد نيست . سيّد رضىّ مىگويد : مقصود امام معاويه و اصحاب او است . - از آنچه گفتيم انديشه‌هاى سياسى خوارج را به نحو زير خلاصه مىتوان كرد : 1 . خلافت بايد به انتخاب آزاد مسلمانان باشد .

--> ( 1 ) . به قول افوه اودى : لا يصلح الناس فوضى لا سراة لهم * و لا سراة اذا جهّالهم سادوا . السّراة ج سروات ، من كلّ شىء اعلاه و معظمه ( الرائد ) . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، 2 / 307 - 311 ، مصر ، 1959 ، به اهتمام محمّد ابو الفضل ابراهيم : « رسول ( ص ) خبر داد امير المؤمنين را كه : ستقاتل الناكثين و القاسطين و المارقين . گفت تو با اين سه گروه بعد از من قتال كنى . همچنان بود كه خبر داده بود : با ناكثان [ لقب اصحاب عايشه ، كه با امير مؤمنان در وقعهء بصره جنگيدند و عهد خود را شكستند ] به بصره قتال كرد ، و با قاسطان [ معاويه و اصحاب او ، ماه صفر 37 ه . ق ] به صفين ، و با مارقان [ خوارج ، دهم شوّال 37 ه . ق . ] به نهروان . و قصّه در تواريخ و سير معروف است . » ( - ابن ابى الحديد ، شرح نهج ، 10 / 200 - 205 ، محمد ابو الفضل ابراهيم ؛ ابو الفتوح رازى ، تفسير ، 10 / 116 شعرانى ) .