على اصغر حلبى

99

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

درگرفت . على ( ع ) ناچار از پذيرفتن حكميّت « 1 » شد و ملزم گرديد كه به تصميم حكمين « 2 » گردن بگذارد ، تصميمى كه ظاهرا از پيش بر ضد او پرداخته شده بود . در ميان پيروان على ( ع ) گروه بزرگى بودند كه بعدها « خوارج » ناميده شدند . اين گروه حكميّت را به عنوان خيانتى به خدا كه داور يگانه است تلقّى كردند و گفتند : داورى يا حكميت خدا را تنها از طريق انتخاب آزاد همهء امت مىتوان بدست آورد . آنها بر اين عقيده بودند كه هركس ، حتى يك سياه حبشى اگر داراى خصوصيات لازم باشد ، اهليّت تصدّى رياست امت اسلام را دارد ، و تقوى و پاكى تنها ملاك اهليت اين كار است . خوارج همين‌طور اظهار داشتند كه هركس مرتكب كبيره باشد ، كافر « 3 » و مرتدّ « 4 » است و بنابراين تكليف مسلمين است كه وى را بكشند . شيوهء دينى و نظرگاه عجيب و تعصب‌آميز و بلا انعطاف آنها را از « خلوص عبادات مذهبى » به نيكى مىتوان دريافت . هر مسلمانى بايد پيش از هر نماز آداب شست و شو ( - وضوء ) را انجام دهد . بر پايهء اين اصول ، آنها از على ( ع ) روى گردان شدند ، و با معاويه نيز سخت مخالفت مىورزيدند . واژهء خوارج ، جمع خارجى است ، و آن در اصطلاح ، فرقه‌يى اسلامى است كه بر امام على بن ابى طالب ( ع ) در صفين خروج كردند . و توسّعا اقوام « قيام » كننده بر ضد حاكم را « خارجون » و « خوارج » هر دو مىگويند . بعدها نيز هركس را كه بر ضد امامى خروج مىكرده كه جماعت بر امامت او اتفاق كرده بودند ، خارجى مىگفتند ، خواه اين خروج در روزگار صحابه بر ضد ائمه راشدين باشد ، خواه پس از آنها بر ضد تابعين يا ساير حكام اسلامى . « 5 » اين واژه بعدها وسعت معنايى زيادترى يافت ، چنان كه اديبان نيز هر كس را كه از مرسوم و مصطلح اجتماعى و قواعد ادبى بيرون مىشد ، « خارجى » مىناميدند . چنان كه شريف مرتضى ( وفات 436 ه . ق . ) گفته است : بينى و بين عواذلى * فى الحبّ اطراف الرّماح

--> ( 1 ) . Arbitration . ( 2 ) . Umpires . ( 3 ) . Unbeliever . ( 4 ) . Apostate . ( 5 ) . الخوارج ، جمع الخارجى ، فرقة اسلاميّة خرجت على الامام على بن ابى طالب ( ع ) فى صفّين ، و يقال القوم ، خارجون على الامام . و فى الاصطلاح كلّ من خرج على الامام الّذي اتّفقت الجماعة عليه ، خارجيا سواء كان الخروج ايّام الصحابة على الائمّة الراشدين ، او كان بعد هم على التابعين ( جرجانى ، تعريفات ، 108 ) . مقابل « خارجى » ، « اجماعى » است . يعنى كسى كه با همهء امّت به امامت امام عصر خود گردن نهاده باشد .