على اصغر حلبى

6

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

نكرده و يا همهء كارش خوب و نيكو بوده باشد ؟ » « 1 » راستى به تعبير ابن ابى الحديد « هر كس عيب بجويد ، البتّه بيابد ؛ و ليكن نيكبخت كسى است كه در داوريهاى خود انصاف پيشه كند » . « 2 » اين تمهيدات ، نه براى آن است كه كار خود را مهمّ جلوه بدهم ، و نه براى آن است كه از انتقاد احتمالى جلوگيرى كنم و يا از آن بترسم ؛ بلكه تنها براى اين است كه ناقص بودن تأليف و مؤلّف را كه امرى معلوم است ، گوشزد كنم ؛ همين و بس . از نقص‌هاى محسوس اين كتاب يكى اين است كه چنين كتابى بايد يك فهرست دقيق از نام‌هاى كسان ، كتاب‌ها ، ملل و نحل ( - اديان آسمانى و مكاتب فلسفى ) ، آيات و احاديث و . . . داشته باشد . امّا در حال حاضر ، نه مجال اين كار را دارم و نه دماغ آن را ، ولى اگر عمرى داشته باشم و كتاب به چاپ دوم برسد ، اين نقيصه را بر طرف خواهم ساخت ؛ دوم اين است كه هر چند دربارهء 10 - 12 موضوع مهم كلامى و حدود 60 متكلّم شناخته و ناشناخته بحث كرده‌ام ، ولى هنوز مباحث مهمّ و غير مهمّ بسيارى بازمانده و رجالى از متكلّمان مورد غفلت يا تغافل قرار گرفته است . اين موارد را نيز اگر عمر باشد استدراك و تكميل خواهم كرد . * * * از سركار خانم مژگان بو الحسنى كه با حوصله و دقّت اين كار مشكل حروف‌چينى را ، كه از « اعراب » و حروف « ايتاليك » و « ايرانيك » و هزار جور زحمت و پيچ و خم‌هاى فنّى پر است ، انجام داده ، بسيار سپاس دارم و تندرستى همه را آرزومندم . از ناشر با شور و « جربزه‌دار » ، جناب عبد الكريم جربزه‌دار نيز متشكّرم كه به نشر اين كتاب همّت كرد ، و اميدوارم اگر امكان داشته باشد در تسهيل خريد آن براى طالبان و بويژه دانشجويان نيز همّت بفرمايد : « مىكند حافظ دعايى بشنو آمينى بگو ! » و الحمد للّه اوّلا و آخرا و ظاهرا و باطنا تهران - دىماه 1373 ه . ش . على اصغر حلبى

--> ( 1 ) . ارشاد الاريب ، 6 / 156 ، دار المأمون « . . . و من ما ساء قطّ و من له الحسنى فقط » . ( 2 ) . « اعلم من تصدّى للعيب ، وجده . . . ؛ و السعيد من انصف من نفسه . . . » ( شرح نهج ، 12 / 181 - 182 ، ابو الفضل ابراهيم ) .