علي بن الحسن الطبرسي ( مترجم : عطاردى )
295
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار ( مشكاة الانوار در اخلاق و موعظه ) ( فارسى )
نشسته بود ، در اين هنگام شيطان نزد او آمد و كلاه رنگينى در سر گذاشته بود . هنگامى كه نزد موسى رسيد كلاه از سر برداشت و به موسى سلام كرد ، موسى گفت : شما كه هستيد ؟ گفت : من شيطان هستم . موسى عليه السّلام گفت : تو شيطان هستى خداوند تو را به خود نزديك نكند . گفت : آمدهام به جهت مقامى كه در نزد خداوند دارى بر تو سلام كنم . موسى گفت : اين كلاه چيست ؟ گفت : به وسيله آن دلهاى مردم را به طرف خود جذب مىكنم . حضرت موسى عليه السّلام گفت : به من بگو آن كدام گناه است كه اگر فرزند آدم مرتكب آن شد تو بر آن مسلط مىگردى . گفت : هنگامى كه گرفتار عجب مىشود ، و اعمالش را زياد مشاهده مىكند و گناهانش در نظرش كوچك جلوه مىنمايد . ( 1 ) 8 . رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمود : خداوند متعال به داود عليه السّلام فرمود : گناهكاران را بشارت بده و صديقان را بترسان . داود گفت : چگونه آنها را بشارت و اينها را بترسانم . فرمود : اى داود ، به گناهكاران بشارت بده كه آنها را مورد رحمت خود قرار مىدهم و گناه آنان را مىبخشم ، اما صديقان را بترسان كه عجب آنها را فرا نگيرد و اگر خودخواه شدند همه خوبىهاى آنان از بين مىرود . ( 2 ) 9 . على عليه السّلام فرمود : گناهى كه تو را بدحال كند و ناراحت گرداند بهتر است از كار خوبى كه براى تو عجب آورد . ( 3 ) 10 . فرمود : عجب و خودبينى مرد يكى از چيزهائى است كه بر عقل آدمى حسد مىبرد . ( 4 ) 11 . فرمود : وحشتى بالاتر از عجب نيست ، زيرا عجب موجب مىگردد كه مردم آدمى را تنها بگذارند . ( 5 ) 12 . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند : اگر نه اين بود كه گناه براى مؤمن بهتر از عجب مىباشد ، خداوند متعال هرگز نمىگذاشت كه بنده مؤمنش مرتكب گناه بشود .