محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
55
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
129 - الغيرة من الايمان . ( 1 ) رشك و حميّت از ايمانست ؛ يعنى هر كه را ايمان بود حميّت بود بفحش كردن نه از كسى راضى باشد و نه از خويشتن . و در خبرست كه غنى بىحميّت در بهشت نشود . 130 - الحياء من الايمان . ( 2 ) شرم از ايمانست چنان كه گفته آمد ؛ پرسيدند مصطفى را صلّى اللَّه عليه و آله كه : كسى چون جايى بود تنها ؛ شايد كه عورت برهنه كند ؟ - گفت : خداى تعالى از هر كس حقّ تراست بشرم داشتن از وى . أمير المؤمنين عليه السّلام گويد كه : لعن اللَّه النّاظر و المنظور اليه ؛ لعنت خدا بر آن كس باد كه بر عورت كس نگرد و بر آن كس كه بر عورت وى نگرند ؛ اى بندگان خدا بترسيد و مرويد در گرما به بىإزار . 131 - البذاذة من الايمان « 1 » . ( 3 ) دست بداشتن از آرايش نفس از ايمانست ؛ يعنى هر كه را ايمانست دل بر آرايش نفس و لباس دنيا ننهد كه اين كار و بال و بارنامه و كبر بود و مؤمن از كبر و بارنامه دور بود ، امّا زن مؤمنه و تكليف دادن كه شوهر دارد بايد كه هر چه بتواند كردن از آرايش نفس بجا آورد و لباس نيكو در پوشد ، و زينت بر خويشتن كند ، و طيب و بوى خوش به كار دارد ، و مصطفى عليه السّلام لعنت كرد زنى را كه سرمه در چشم نكند ، و چون بسرمه ناكردن ملعون بود بنا كردن ديگر چيزها حالش چون بود . . ! 132 - الصّبر نصف الايمان . ( 4 ) صبر نيمهء ايمانست ؛ يعنى هر كه را ايمان باشد با كمال و سلامت ؛ صبر را پيشهء خود سازد قال اللَّه تعالى ؛ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا يُلَقَّاها
--> ( 1 ) در منتهى الارب گفته : « بذ ( كسمع ) بذاذا و بذاذة و بذذا ( بفتح باء در هر سه ) و بذوذة ( بضم باء و ذال ) بد حال شد و نيز بذاذه بفتح باء و بذوذه ( بضم باء و ذال ) بد حالى ؛ اسم است از آن ، و في الحديث : البذاذة من الايمان ؛ أراد التواضع في اللّباس و ترك التبحّج به » .