محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

51

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ ؛ روز قيامت تو بينى يا محمّد مؤمنان و مؤمنات را كه نور از دست راست و چپ و پيش و پس ايشان ميرود 123 - الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر . ( 1 ) دنيا زندان مؤمن است ، و بهشت كافر . مؤمنان راست اين جهان زندان * كافران راست روضهء رضوان يعنى مؤمن خواهد كه شرايط ايمان بجا آورد ناچار « 1 » رنجور « 2 » بود و با مشقّت و از لذّات و شهوات نفس خود را شكسته دارد ، و چون در كارى شود ترسان بود كه نبايد كه گناهى بكند كه از آن طاعت باطل شود ؛ و كافر از اين جمله خالى بود . و ديگر اگر چه مؤمن در دنيا در لذّت و راحت و نعمت باشد و با حرمت و حشمت باشد و عيشى بمراد ؛ در جنب آنكه خداى تعالى ويرا وعده كرده است ببهشت از حور و قصور و نعيم و ولدان مخلّدون ؛ گوئى كه وى در زندانست ، و كافر اگر چه در دنيا تنگ روزى و بيمار تن و با محنت باشد ؛ در جنب آنكه حق تعالى ويرا وعيد كرده است بدوزخ از نكال و عذاب و سلاسل و أغلال ؛ گوئى كه وى اينجا در بهشت است . سلمان فارسى رحمة اللَّه عليه در نزديك مصطفى عليه السّلام شد ويرا بر حصيرى ديد از برگ خرما بافته كه خفته بود چون پا راست كرد بر پهلوهايش نشان حصير ديد سلمان بگريست و گفت : قيصر رومى و كسرى عجم بر خزّ و حرير و ديبا مىخسبند و تو كه رسولى حالت چنين است ؟ ! گفت : يا سلمان راضى نباشى كه ايشان را در « 3 » دنيا بود و ما را در « 4 » آخرت . و أمير المؤمنين عليه السّلام گفت كه : هر كه شش چيز بجا آورد بر وى چيزى ديگر نيست . اوّل خداى را بداند و طاعتش دارد . دويم ابليس را بداند و طاعتش نبرد . سيّم حقّ بداند و تابعش باشد . چهارم باطل بداند و از وى دور باشد . پنجم آخرت بداند و برگش كند . ششم دنيا بداند و بر حذر

--> ( 1 ) در اصل : « نارجار » . ( 2 ) در نسخهء ديگر « رنجه » . ( 3 ) كذا در هر دو نسخه ؛ و مراد اينست كه آيا نمىپسندى كه ايشان را آسايش و نعمت در دنيا بود و ما را در آخرت ؛ و ميتواند بود كه « در هر دو مورد محرف « دار » باشد . ( 4 ) كذا در هر دو نسخه ؛ و مراد اينست كه آيا نمىپسندى كه ايشان را آسايش و نعمت در دنيا بود و ما را در آخرت ؛ و ميتواند بود كه « در هر دو مورد محرف « دار » باشد .