محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

36

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

و معصيت نهد چنان شود كه نصيحت بر وى گران آيد و در دلش دشوار جاى گيرد ، و بيشتر آن باشد كه از شومى گناه نگون‌بخت شود و خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ با زير خاك شود ، و گناهكار « 1 » جاهل پيوسته دل خوش دارد و نام توبه مىشنود پندارد كه توبه همان بود كه او پير يا عاجز آيد يا حالى در پيش آيد كه توبه كردم و بخلاف اينست ؛ كه توبه را چندين شرايط است و مكلف بايد كه داند كه توبه چون مىبايد كرد و شرط توبه آنست كه بر گناه ندامت و پشيمانى خورد از بهر آنكه زشتست ، و عزم آن كند كه مانند آن گناه ديگر نكند ، و كردنش را كاره بود ، و بر عمرى كه بر وى بگذشته باشد و در طاعتها كه تغافل نموده باشد حسرت خورد و بقضايش مشغول شود چندان كه تواند ، و عزم كند كه باقى عمر هيچ واجبى را از دست نگذارد ، و هر گناهى كه يادش بود از عين « 2 » آن توبه كند و بعض « 3 » گناه آنست كه با دل خويش توبه كند و بر وى چيزى ديگر نباشد ؛ و معنى توبهء دل آنست كه توبه كند از گناهانى كه به خود تعلق دارد و خداى تعالى مانند خيالهاى بد بدل انديشيدن و بلهو و هرزه مشغول بودن و گوش بناشايست داشتن و بحرامات « 4 » نگريدن ، و همچنين است تقصير كردن در دانستن وحدانيت « 5 » خداى تعالى ، و عدل و صفات او جلّ جلاله ، و پيغمبر و امام را عليهما السّلام بشناختن ، و شريعت بياموختن ، پس بايد برفع تقصير پرداختن و بدين چيزها مشغول شدن ، و اگر نماز نكرده باشد يا كرده باشد نه بوجه كرده باشد و شرايط آن ندانسته باشد چون غسل و وضو و آنچه بدين ماند ؛ بقضايش شود « 6 » ، و سخن در روزه همچنين بود ، و اگر زكات نداده باشد و تواند دادن بدهد ؛ و اگر درويش شده باشد نيت دادن و گزاردن بكند و چون بدستشن آيد بدهد ، و سخن در حجّ همچنين بود ، و اگر سوگندهاى بدروغ كرده كفارتش بكند و بعض « 7 » گناه آنست كه بخلق تعلق دارد مثلا كسى را بظلم بكشته باشد خويشتن را باز سپارد

--> ( 1 ) در اصل : « گناهكاران » . ( 2 ) كذا ؛ و شايد مراد اعادهء ذنب و ارتكاب آنست يعنى از فعل آن توبه كند و بار ديگر مرتكب آن نشود . ( 3 ) در هر دو نسخه : « بعضى » . ( 4 ) در نسخهء ديگر : « بمحرّمات » . ( 5 ) در نسخهء اصل : « واحدانيت » . ( 6 ) در نسخهء ديگر : « مشغول شود » . ( 7 ) در اصل هر دو نسخه : « بعضى » .