محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
10
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
هست تقوى بزرگوارى مرد * هر كه شد متّقى بزرگى كرد يعنى پرهيزگار و خويشتندار نزديك مردم و خداى تعالى گرامى بود و خداى تعالى ميفرمايد كه : إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ؛ يعنى از شما هر كه پرهيزگارتر گرامىتر . نيكويى عادتست و خوشخوئيست * بدى اندر لجاج بدگوئيست و روا بود كه مصطفى عليه السّلام بدين آن خواست كه عاقل بايد كه آنچه بهتر بود سيرت و عادت خود كند و پيوسته بر آن مىباشد نه آنكه هميشه معصيت كند و خير از وى چنان افتد كه كس از مزبله بوى خوش شنود . 14 - السّماح رباح . ( 1 ) سخاوت كردن سودست . هر كه گيرد معاملت آسان * سود بيند از آن بسى نه زيان يعنى هر كه سخى بود در دنيا و آخرت سود كند ؛ در دنيا مردمان مدحش گويند ، و در آخرت از خداى تعالى ثواب يابد ، و خداى تعالى سخى را دوست دارد اگر خود همه دانهء خرما به كسى دهد . 15 - الشّرّ لجاجة . ( 2 ) شرّ ستيزه بردنست ؛ يعنى عادت و رسم مسلمان نيست بدى كردن ؛ كه هر كه بدى كند بدان بد گرفتار شود . 16 - العسر شؤم . ( 3 ) كار بر خويشتن مكن دشوار * كآخر آن كار شومى آرد بار دشوارى كردن شوم است ؛ يعنى هر كه بخيل شود و در كارها با مردم دشوارى كند شومى آن در دنيا و آخرت بوى رسد . 17 - الحزم سوء الظّنّ . ( 4 ) هر كه هشيار و كاردان باشد * به همه خلق بدگمان باشد