محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

87

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

208 - بين العبد و بين الكفر ترك الصّلوة « 1 » . ( 1 ) ميان بندهء مؤمن و ميان بندهء كافر به نماز بديد آيد يعنى چنان كه كشتن كافران واجب بود كشتن آن نيز واجب بود كه عمدا نماز را دست بدارد چون اصل « 2 » حاضر باشد يا قائم مقام وى . 209 - موضع الصّلوة من الدّين كموضع الرّأس من الجسد . ( 2 ) موضع نماز از دين چون موضع سر بود از تن ؛ يعنى چنان كه تن بىسر به كار نيايد دين بىنماز به كار نيايد . 210 - صلاة القاعد على النّصف من صلاة القائم . ( 3 ) نماز نشسته نيمهء نماز بر پاى بود . 211 - الزّكاة قنطرة الاسلام . ( 4 ) زكات پل اسلام است ؛ يعنى چنان كه كسى بىپل نتواند كه بر آب بگذرد خداوند اسلام بىزكاة از اسلام منفعتى نيابد و بدان به ثواب نرسد ، و در خبرست كه هر روزى كه آفتاب برآيد فرشتهء بر راست و فرشتهء بر چپ آفتاب ميرود و ميگويد : الهى هر آنكه از مال نفقه مىكند عوضش باز ده ، و هر كه نفقه نكند بهلاكش بر ؛ و نفقه دو نوع است صدقه است و نفقه بر عيالست كه بر در بهشت سه سطر نوشته است ؛ اوّل لا إله إلّا اللَّه دوّم امّتى گناهكار و خداوند آمرزگار سيّم يافتيم آنچه كرديم و سود كرديم آنچه از پيش بفرستاديم ، و زيان كرديم بر آنچه باز گذاشتيم . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : مال را باز يابيد بزكاة دادن ، و بيماران را دوا كنيد به دادن صدقه ، و بلا و آفتها رد كنيد به خواندن دعا . هر كه پنج چيز نكند خداى تعالى با وى پنج چيز نكند :

--> ( 1 ) معنى تحت اللفظى روايت اين است كه : نيست ميان بنده و ميان كفر مگر ترك نماز ؛ يعنى حكم بندهء كه كافر نيست بسبب ترك نماز حكم كافر مىباشد و علماى اعلام براى اين روايت و نظاير آن توجيهاتى مفصل كرده‌اند كه بايد طالب آنها بكتب مفصله رجوع كند . ( 2 ) كذا و گويا صحيح اين باشد : « امام اصل » .