محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
84
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
از پيران شرم دارد و پير بگناه خود مشغول است و از خداى تعالى شرم نميدارد . و عيسى عليه السّلام فرمود كه : دنيا بود و من نبودم و باشد كه من نباشم پس روزى چند كه در آنم بهرزه بگذرد . . . ! و فردا حقّ سبحانه و تعالى بندگان را از روز و شب و ساعت و لحظهء كه بر ايشان گذشته سؤال كند و حساب خواهد ، و بنده بود كه از حسرت گوشت از استخوان و اندام خود بدندان ميبرد . و عالمى پند داد كه : اى بندگان به حال كودكى بازى ، و به حال جوانى مستى ، و در پيرى ضعف و سستى ، خداى را كى پرستى « 1 » . 199 - المكر و الخديعة في النّار . ( 1 ) خداوند مكر و حيلت در دوزخ بود ؛ يعنى مكر و حيلتى كه خواهد كه كسى را برنجاند يا چيزى از كسى ببرد امّا اگر خواهد كه مال وايابد باكى نباشد و هر كه مكر بد كند با وى گردد قال اللَّه تعالى : وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ ؛ يعنى فرود نيايد مكر الّا آن را كه سزايش بود . 200 - اليمين الفاجرة تدع الدّيار بلاقع . ( 2 ) سوگند بدروغ بگذارد سرايها را خالى شده ، يعنى از نعمت خدا ؛ زيرا كه خداى تعالى نعمت و بركت باز گيرد از آنكه سوگند بدروغ خورد البتّه . 201 - اليمين الكاذبة منفقة للسّلعة ممحقة « 2 » للكسب « 3 » . ( 3 ) سوگند بدروغ رواج دهندهء متاع است و كمكنندهء كسب است يعنى هر كه متاعى فرو شد و سوگند خورد كه اين به چندين خريدهام و به چندين خواستهاند و چندين ارزد ؛ بفروشد و ليكن در بهايش بركتى نبود و از آن منفعتى نيابد ، و بيشترين آن بود كه حرام گردد . 202 - اليمين على نيّة المستحلف .
--> ( 1 ) كذا و گويا از قبيل اطلاق مفرد بر جمع است يعنى « كى پرستيد » چنان كه در تفسير ابو الفتوح . ( 2 ) قال في النهاية : « ممحقة مفعلة من المحق اى مظنّة له و محراة به و كذا الامر في منفقة » . ( 3 ) اين روايت در ساير كتب معتبره نيز مذكور است ليكن در آنها بجاى « للكسب » : « للبركة » آمده .