محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

79

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

( 1 ) بازرگان بد دل بىروزى بود و بىمقصود بماند ، و بازرگان دلير روزىمند بود ؛ زيرا كه اوّل بهر تجارتى از بد دلى در نياويزد ؛ چون بنگرد روزگارش گذشته باشد پس بىمقصود بماند ، و حال دويم يعنى جسور بخلاف اين باشد . 192 - حسن الملكة نماء ، و سوء الملكة شؤم . ( 2 ) نيكو داشتن زير دستان را افزايش و زيادت است ؛ و بد داشتن زير دستان را شوم بود ، از حضرت مصطفى عليه السّلام پرسيدند از زير دستان كه چندها بريم ؟ - گفت : روزى هفتاد بار . 193 - فضوح الدّنيا أهون من فضوح الآخرة . ( 3 ) رسوائى دنيا آسانتر بود از رسوائى آخرت ؛ زيرا كه رسوائى دنيا پيش خلق بود و رسوائى آخرت پيش حق بود ، و برسوائى دنيا تواند كه صبر كند و برسوائى آخرت نتواند كه صبر كند . 194 - القبر أوّل منزل من منازل الآخرة . ( 4 ) گور أوّل منزل است از منازل آخرت ؛ هر كه را اين منزل نيك آيد هر منزل كه از پس آن بود نيك آيد ، و هر كه را اين منزل سخت آيد هر منزل كه از پس آن بود سخت آيد . و آورده‌اند كه چون مؤمن را در گور نهند زمين ويرا دعا و ثنا گويد و بستايد و گويد : تا بر پشت من بودى ترا دوست داشتم و اكنون دوست‌تر دارم ، و اگر عاصى بود زمين بر وى نفرين كند و گويدش : تا بر پشت من بودى ترا دشمن داشتم و اكنون دشمن‌تر دارم ؛ پس بر وى چنان تنگ و دشوار گردد كه شيرى كه در طفلى از مادر خورده بود از درزهاى ناخن او بيرون آيد . و مصطفى عليه السّلام ميفرمايد : اگر قرابت آن كس كه ميميرد ملك الموت را ديدى كه كجا ايستاده است و چه ميگويد همه از بالين وى برميدندى ، و چون ملك الموت عليه السّلام برگردد روى با پس كند قرابت مرده را گويد كه : چرا بانگ برآورديد ؟ و موى برگشوديد ؟ نه روى از شما باز گرفتم يا مرگ بشما نزديك گردانيدم فو اللَّه كه