محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
75
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
( 1 ) شفاعت من خداوندان گناهان بزرگ را بود از امّت من ؛ يعنى حضرت مصطفى عليه السّلام شفاعت كند مؤمنان را اگر چه گناهانشان عظيم بود چون خداى تعالى دستورى دهد ، و نبايد كه كسى به اين سبب بگناه كردن دلير شود كه شفاعت بفضل است روا بود كه نكند . و موسى عليه السّلام گفت كه : يا ربّ در الواح توراة امّتى را مييابم كه خاك بجاى آب طهارت ايشان بود ايشان كيستند ؟ - گفت : ايشان امّت حضرت محمّدند عليه السّلام ، گفت : يا ربّ مييابم امّتى را كه چون نيكى بدل بينديشند ناكرده ايشان را بدان ثواب بود چون بكنند يكى را ده مكافات بود و تا بهفتصد و يا بيشتر چندان كه او را حساب نبود ؟ - گفت : ايشان امّت حضرت محمّد عليه السّلام باشند ، پس موسى عليه السّلام گفت : يا ربّ مرا از امّت حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله گردان ، و حضرت رسول عليه السّلام ميفرمايد كه : هيچ پيغمبرى پيش از من و هيچ امّتى پيش از امّت من در بهشت نشود . 186 - الانصار كرشى و عيبتى « 1 » . ( 2 ) انصاريان امين و عيبهء منند يعنى هر سرّى كه بايشان بگويم بديشان ايمن و استوار باشم و انصاريان قومى بودند كه چون حضرت مصطفى عليه السّلام از دست كافران از مكّه هجرت كرد ايشان حضرت رسول را عليه السّلام يارى كردند و واپناه گرفتند . 187 - يد اللَّه على الجماعة . ( 3 ) رحمت و نعمت خدا بر جماعت است يعنى با جماعت آل رسول عليه السّلام يا با جماعتى كه به مسجد آدينه حاضر آيند و قرآن خوانند و علم آموزند و درس دادن
--> ( 1 ) جزرى در نهايه گفته : « فيه : الانصار كرشى و عيبتى ؛ أراد أنّهم بطانته و موضع سرّه و أمانته و الّذين يعتمد عليهم في أموره و استعار الكرش و العيبة لذلك لانّ المجترّ يجمع علفه في كرشه ، و الرّجل يضع ثيابه في عيبته ، و قيل : أراد بالكرش الجماعة اى جماعتى و صحابتى ؛ يقال : عليه كرش من النّاس أى جماعة » نگارنده گويد : « مجترّ » اسم فاعل از « اجترّ » است كه بمعنى نشخواركننده مىباشد و كرش بالكسر و ككتف بمعنى شكنبهء ستور نشخواركننده مىباشد ؛ و باقى عبارت واضح است .