محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

72

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

174 - السّفر قطعة من العذاب . ( 1 ) سفر پاره‌ايست از عذاب دوزخ ؛ زيرا كه هر كه به سفر شود رنج راه يابد و گزاردن واجبات بر او دشوار شود ، و كس ويرا حرمت ندارد ، مگر آن كس كه او را شناسد و بيم [ جان « 1 » و مالش بود و غم فرزندان و خان‌ومان و آرزومند ديدار دوستان بود . 175 - طاعة النّساء ندامة . ( 2 ) فرمان زنان بردن پشيمانى بود ؛ يعنى هر كه بمشورت زنان كار كند بيشتر آن بود كه راست نيايد ؛ زيرا كه ايشان را رأى نباشد و عاقبت كارها ندانند و دوربين نباشند . 176 - البلاء موكّل بالمنطق . ( 3 ) بلا گماشته است بر گفتار ؛ يعنى بيشترين بلا از گفتار خيزد ، و لقمان حكيم را كه درم خريدهء بود « 2 » گويند خواجه‌اش گوسفندى بوى داد كه بكش و آنچه بهترست به من آر ؛ دل و زبان پيش وى برد ، گوسفندى ديگر بوى داد كه بكش و آنچه بدترست به من آر ؛ هم دل و زبان بياورد ، خواجه‌اش گفت كه : چون بدتر و نيكتر اين هر دواند ؟ - جواب داد كه : ندانى كه آدمى چون نيك باشد ازين هر دو باشد ، و چون پليد باشد نيز ازين هر دو باشد پس ازين دو بهتر و بدتر هيچ نباشد . 177 - الصّوم نصف الصّبر . ( 4 ) روزه نيمى است از صبر كردن ؛ يعنى هر كه روزه دارد چنان كه ميبايد ثواب صابران يابد كه ثوابى بىحساب است . 178 - على كلّ شىء زكات ، و زكات الجسد الصّيام .

--> ( 1 ) پوشيده نماند كه : از اين كلمه كه لفظ « جان » است و بعد از قلاب قرار گرفته تا مقدار زيادى كه شايد بالغ بربع كتابست از نسخهء قديم ساقط است پس از اينجا تا جايى كه معرّفى خواهيم كرد كه نقيصه در آنجا مرتفع مىشود فقط از روى يك نسخه چاپ مىشود و در آن نسخه نيز تقديم و تأخير و تشويش و اضطراب و غلط و تصرّف بسيار هست وفّقنا اللَّه بفضله لتصحيحه . ( 2 ) اشاره به آنست كه در ترجمهء حال لقمان گفته‌اند : « و كان عبدا أسود حبشيا » .