محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

67

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

مداريد ، و راز با ايشان مگشائيد . 156 - الغنى اليأس عمّا في أيدى النّاس . ( 1 ) توانگرى نااميديست از آنچه در دست مردم بود ؛ يعنى توانگر آن بود كه طمع از مردم ببريده دارد كه بسيار مال با طمع درويش بود ، و اندك مال بىطمع توانگر بود . 157 - رأس العقل بعد الايمان باللَّه التّودّد الى النّاس . ( 2 ) سر عقل پس از ايمان بخداى تعالى دوستى كردن است با مردم . 158 - كلّ امرئ حسيب نفسه . ( 3 ) هر مردى حساب‌كنندهء نفس خويش است ؛ يعنى روز قيامت گويند : كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً ؛ يعنى كتاب خويش بر خوان و حسيب « 1 » خويش باز كن اگر نيكى كردهء و اگر بدى كه جزايش بيابى ؛ و گفته‌اند كه : اين در دنيا بود كه حساب خويش بكند اگر طاعت يابد خداى را شكر كند ، و اگر معصيت يابد و داند كه معصيت كرده است از آن توبه كند « 2 » . 159 - كلّ ما هو آت قريب . ( 4 ) هر چه آينده است زود آيد ؛ يعنى اى آنكه خداى را مطيعى و در دنيا برنجى و در آخرت مىشتابى ؛ صبر كن و پاى بدار كه مقصود تو اينك نزديك آمد ، و اى آنكه در خدا عاصى شدى و در دنيا آرميدهء و از آخرت غافل گشتهء ؛ صبر كن و خود را درياب كه عقاب اينك آمد . 160 - كلّ عين زانية .

--> ( 1 ) كذا در نسخهء اصل پس بمعنى « حساب » است چنان كه در نسخهء ديگر چنانست . ( 2 ) مناسب مقام است اين دو بيت از مثنوى : « گوشهء رو نامه بگشا و بخوان * بين كه حرفش هست در خورد شهان » « گر نباشد در خور آن را پاره كن * نامهء ديگر نويس و چاره كن »