أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
90
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
3 - با سندهاى مسلسل بسيار هم نقل شده و حديثدانان از خاصه و عامه از طرق بسيار آن را نقل كردند و شامل تواتر سينه به سينه و نقل با سند هر دو هست و از هر دو جهت صحتش روشن است . 4 - همهء دانشمندان اسلام از هر فرقه آن را پذيرفتند . شيعهها از نظر اينكه آن را دليل نص بر امامت دانستند و سنىها بتأويل آن پرداخته و آن را دليل بر فضل على عليه السلام شناختند و از مخالفان هم انكار اصل حديث را ندانيم و نديديم كه پيش از تأويل آن بانكار آن دم زده باشند تا چون اخبار مورد شبهه باشد كه پس از بيان بطلان آنها بتأويل بر فرض صحت آن پردازند بلكه از اول بتأويل آن شتافتند چون راهى براى انكارش نيافتند و به استخراج وجوه بسيارى در تأويل آن دست زدند چون بسيارى از علماء مخالفين آن را درست دانستند و به صحت آن اقرار كردند و اگر ميتوانستند آن را منكر شوند براى آنها راحتتر و آسانتر بود . و اما آنچه حكايت شده از ابى داود سيستانى كه انكارش كرده يا از جاحظ عثمانى كه در كتاب عثمانيه بدان طعن آورده در اتفاق بر صحت آن ضررى ندارد زيرا اگر گفتهء شاذى اجماع شكن باشد يا يك رأى تازه مانع اتفاق گردد و آن را بر هم زند حجت آوردن از اجماع درست نباشد و مانع اعتماد باتفاق گردد . علاوه بر اينكه سيستانى از انكار خبر برگشته و جاحظ را روش ناهنجارش در تأليفات گونهگون و گفتارهاى ضد و نقيض او مشهور است و كتابهاى زشتى ساخته در شرح بازيها و بىبند و باريها و انواع بدكاريها و بىعاريها كه پسند خردمند و ديندار نباشند و مانع از توجه بروايت او بوده و سبب متهم بودن او در آنچه خودش تنها نقل كرده و آورده . اما خوارج كه دشمنتر مردمند براى امير مؤمنان ( ع ) كسى بر راستگوئى از آنها نقل نكرده كه منكر خبر غدير باشند و ظاهر از حالشان اينست كه آن را به حساب يك فضيلت آن حضرت تفسير كردند و پيوسته آنان اقرار داشتند بفضائل آن حضرت و همهء مناقب آن حضرت را پذيرفتند و ياران و كمككنندگان آن حضرت بودند و پس