أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
47
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
چيست مر كسانى را كه كافرند بسوى تو ميشتابند ، از راست و از چپ گروه گروه « 1 » . و نيز كشتى نوح مجمع پيغمبر و شيطان و چهارپايان بود و روشن است كه اجتماع در يك جا دلالت ندارد بر فضلى كه تو دعوى كردى و اين دو وجه فضيلت باطل شدند . و اما اينكه گفتى وابسته ابى بكر را بذكر صحبت و همدمى با پيغمبر سستتر است از دو فضل نخست زيرا صحبت و همدمى هم ميتواند ميان مؤمن و كافر باشد و دليل بر آن قول خدا عز و جل است در ( آيهء 37 سورهء كهف ) كه : « قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ » . يعنى به آن مرد كه كافر بود هم صحبت او گفت در حال گفتگو با او : آيا كافرى بدان كه آفريدت از خاك و آنگاه از نطفه سپس ساخت تو را مردى . و نيز صاحب و همدم در بارهء همدمى خردمند با چهار پا هم گفته مىشود و دليلش گفتهء مردم عرب زبانست كه الاغ را صاحب آدمى خواندند و گفتند : الاغ كه همراه الاغ باشد پاكش است * چون تو با او تنها شوى چه بد صاحبى باشد و بسا كه جمادى بيجان را صاحب آدمى آوردند ، شاعر گفته : بديدار هند رفتم پس از كنارگيرى از او * و بهمراهم صاحب و يارى بود بىزبان مقصودش از صاحب بىزبان شمشير است و چون كه صاحب بهمراهى مؤمن و
--> ( 1 ) به نظر مصنف روى آوردن به پيغمبر اسلام ( ص ) در مسجد بوده است و بلكه در مسجد الحرام زيرا اين سورهء معارج كه آيه از آن گرفته شده از سورههاى مكيهء قرآن مجيد است . و چون پيغمبر اسلام بمدينه طيبه هم كوچيد و حكومت اسلامى را بنياد نهاد و مسجد خود را ساخت كه به مسجد النبى معروف شد و تا كنون زيارتگاه مسلمانانست مراجعه به پيغمبر از طرف همه فرقههاى مذهبى مانند يهود يثرب و مسيحيان نجران و ديگران بلكه مشركان هم در اين مسجد كه جاى پذيرائى از مراجعهكنندههاى به آن حضرت بوده انجام ميشده .