أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
17
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
و مقصود از آن فرمان بامان دادن او است كه داخل در آن گردد . عام در معنى سخن هر لفظى است كه دو و بيشتر را معنا دهد . خاص آنكه معناى يگانه دارد نه بيشتر زيرا اصل خصوص يگانگى است و پايهء عموم اجتماع ، و بسا كه هر يك را بجاى ديگر آورند بطور مجاز . خدا تعالى فرموده « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » و از خودش كه يگانه است بلفظ جمع تعبير كرده : يعنى ما البته كه آن قرآن را فرو فرستاديم و راستش ما نگهبان آنيم ( آيهء 9 - الحجر ) و فرمود آيهء 173 - آل عمران : الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ . يعنى آنان كه گفتند براشان مردم راستى مردم براى شما گرد آمدند از آنان بترسيد و ايمانشان فزود و گفتند بس است ما را خدا و چه بسيار نگهدار خوبى است . و سبب نزول اين آيه آن بود كه مردى پيش از جنگ احد به امير مؤمنان ( ع ) گفت : ابو سفيان گروههاى مردم را براى نبرد با شما فراهم كرده و آن حضرت فرمود : بس است ما را خدا و چه خوب نگهداريست و بجاى خاص لفظ عام آورده . و لفظ خاص بجاى عام مانند قول خدا عز و جل وَ الْمَلَكُ عَلى أَرْجائِها آيهء 17 - الحاقه : يعنى فرشتهها بر كرانههاى آنند ، و مقصود از ملك كه لفظ خاص است ملائكه است كه عام است . و قول خدا يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ آيهء 6 - الانفطار : يعنى اى انسان چه مغرور ساخته تو را بپروردگارت كه كريم است و از انسان اراده كرده ناس را كه معنى عموم دارد . هر لفظى كه عام است و مقصود از آن همهء افرادش نباشد عام باشد بمعنى حقيقى خود و خاص باشد باضافهء به مقصود از آن لفظ ، چون قول خدا عز و جل آيهء 44 - الانعام فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ يعنى گشوديم بر آنان ( يعنى متمرّدان از گفتهء رسولان و كافران ) درهاى همه چيز را ، با اينكه درهاى بهشت و درهاى دوزخ را به روى آنان در اين دنيا نگشوده .