أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

125

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

جز آنكه اعتراف دارد بچيزهائى كه در ديد نيايند و محسوس نباشند ( مانند قوهء الكتريسته و عناصر بسيطه از نظر علم امروز و . و . ) . يگانه پرست اعتراف دارد بوجود خدا و فرشته‌ها و عمر درازشان با اينكه چيزى از آنها را به چشم نديديم و ملحدان هم بسا اقرار دارند بوجود جواهر بسيطه كه نميشود آنها را ديد و دعوى كنند كه عقل و نفس كلى وجود دارند كه ما آنها را نديديم و عقل و نفس جزئى را هم نديديم تا برسد بدانها . و هر دسته‌اى مدعى وجود چيزهاى ناديده‌اند و هر كه مدعى شود كه قبول ندارد جز آنچه مشاهده كند و به چشم خود بيند مذهب خود را بر خويش تباه كرده . بعلاوه اينان در بارهء عمر سخن گويند و نميدانند كه عمر چيست ! عمر پيوسته بودن زنده‌ايست كه محدود است در حال زندگى ، و اين پيوستگى همانا بادامهء زندگى است و زندگى كار خدا است و محال نباشد كه آن را ادامه دهد و هر آنچه مىشود كار خدا باشد از طول عمر مىشود كه آن را بمانند آن انجام و ادامه دهد از دوام صحت و قوت و سست نبودن و پير نشدن . اما آنان كه سخن از منجمان عاريت كرده و بدان در بارهء جواز طول عمر ستيزه كنند راستش اينست كه پيرو گمانند نه يقين و عقلاء دانند كه قواعد به خوبى در بارهء احكام ( نجوم از سعد و نحس و طول عمر و غيره ) از روى انديشه و دليل ثابت نيست و روى تجربهء ناقص و دچار اختلاف است كه بر انديشمند نهان نباشد . من در كتاب يكى از دانشمندانشان كه به « ماما » معروف است حكايتى ديدم كه ابن هبلى از استاد مقدمشان و برترشان كه در احكام بقول او استناد كنند و دعوى او را حجت آورند و معروف است به ما شاء اللَّه آن را ذكر كرده و من آن را در اينجا مىآورم كه خود دليل روشنى است بر مخالفان ما در اين مسأله . ما شاء اللَّه گفته : بزرگتر باب از هيلاج كه دلالت دارد بر عمر بسيار اينست كه در طالع ولادت مولود مثلثى باشد كه تشكيل شود از خانهء يكى از دو كوكب علوى كه زحل است و مشترى و صاحب طالع كه خدا باشد .