أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
122
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
نخست بايد بدانى : چون وجود امام در هر زمانى واجب است و دليلها روشن است بر اينكه امامت مخصوص است بامامان دوازدهگانهء ما صلوات اللَّه عليهم نه ديگران از امت اسلامى ، راهى ندارد گذشت از اعتقاد باينكه عمر امام ما و صاحب الزمان ما ( ع ) بايست است و خلاف ندارد ، و نمانده كسى كه مستحق امامت باشد جز حضرت او زيرا هيچ زمانى بىامامى نباشد و همهء پدران صاحب الزمان ( ع ) درگذشتند بىخلاف ، و نمانده كسى كه امامت را سزد جز او و اگر عمر او نكشد از زمان امامت پدرش تا خدا سبحانه او را ظاهر كند زمانه بىامام مىشود و اين دليل بر اصلى كلى است كه در پيش آورديم . بعلاوه نشايد كسى كه اعتراف باصل امامت ندارد در بارهء عمر آن حضرت با تو سخن گويد و اما كسى كه بدان اعتراف دارد و منكر طول عمر است قرآن او را جوابگو است براى اينكه گزارش طول عمر نوح در آن درج است . خدا تعالى ( در آيهء 14 سورهء عنكبوت ) فرموده : « زنده ماند در ميان آنان هزار سال جز پنجاه سال » و نميشود دست از ظاهر روشن قرآن كشيد مگر با برهانى ، و مسلمانان اتفاق دارند بزنده ماندن خضر ( ع ) از پيش از زمان موسى ( ع ) تا كنون و زندگى او پيوسته بوده و باشد تا آخر الزمان ، و آنچه مورد اتفاق مسلمانست در هيچ حال انكار پذير نيست . اگر طرف گويد : اين دو پيغمبر بودند و روا است كه درازى عمرشان معجزهشان باشد و كرامتى از خدا كه بدان از ساير مردمان ممتاز شدند و نميشود اين معجزه و كرامت جز براى پيغمبران . در پاسخش بگو : اين سخن تو را ابطال كند اتفاق بر زنده ماندن ابليس لعين از زمان آدم ( ع ) و از پيش از آن هم تا كنون و اينكه او بماند تا روز قيامت چنانچه قرآن بدان گوياست و اين نه معجزهء اوست و نه كرامت او . و چون دوست خدا و دشمنش در درازى عمر شريكند دانسته شود كه سببش جز آنست كه تو گفتى و مصلحتى است كه جز خدا نداند و بندهها ندانند . و اگر طرف منكر ابليس و زنده ماندن او شود از ظاهر