أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
5
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
ندارد پس بايد بدانيد كه سازندهء آن يكى است نه بيشتر . و از اين اعتراض جواب داده كه در موضوع خانهء ساخته شده بسا كه مدعى زياده در شمار مخصوصى بتواند بدليل شاهد يا نقل متواتر و پذيرا دعوى خود را اثبات نمايد ولى در بارهء صانع عالم چنين فرضى نميشود كرد و اين فرق روشن است ميان اين دو و با وضوح آن دعوى ثنويه كه به دو صانع قائلند باطل گردد و هم دعوى نصارى كه به سه خدا قائلند و هم دعوى ديگران از مخالفان توحيد « 1 » و الحمد للَّه . و
--> ( 1 ) ثنويه كسانى را گويند كه بوجود دو مبدأ آفرينش عقيده دارند باعتبار خير و شر . گويند : در جهان هستى خير و خوبى هست و شر و بدى ، و نشود كه هر دو از يك مبدأ باشند ، و يك علت هم علت تامه خير باشد و هم علت تامه شر و از اين رو بوجود يزدان و اهريمن قائل شدند و مبدأ خير را يزدان گويند و مبدأ شر را اهريمن و اين عقيده زردشتى و مانوى و گبرانست . و يگانه پرستان در پاسخ دو جواب دادند : يكم اينكه شر در جهان هستى وجود ندارد زيرا اندكى است در درياى هستى بيكران جهان و در آن مستحيل است و وجود مستقلى ندارد چنانچه يك قطره خون در درياى بيكران . دوم اينكه هر آنچه به نظر آيد كه شر و بديست از نظر ريشه خود نابوديست كه توهم وجود براى آن شده و صاحب منظومهء حكمت « حاجى سبزوارى » عليه الرحمة گويد : الشر اعدام فكم قد ضل من * يقول باليزدان ثم اهرمن ترجمه : همهء شر و بديها نابودند و چه اندازه گمراه است كسى كه ميگويد يزدانى است و پس از آن اهرمنى و تقرير اينكه چگونه شرور وجود حقيقى ندارند و توهم وجود آنها ناشى از نبودنست در حاشيهء بودن ، در كتب حكمت بحث درازى دارد و نمونهاش اينكه چون زخمى بتن وارد شود درد احساس شود و اين احساس ناشى از معدوم شدن اتصال عضو است كه امر عدمى است فتدبر « مترجم » .