أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

84

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

ما ميدانيم سخن از حوض نيايد ولى سخن او را استعاره آورده زيرا بنظرش اگر گويا بود چنين ميگفت . 6 - خبر ديگر در اين معنا كه ميان خاصه و عامه شهرت دارد اينست : كه نخست چيزى كه خدا تعالى آفريد خرد بود ، سپس به او فرمود : پس برو و پس رفت پس به او گفت پيش بيا و پيش آمد آنگاه فرمودش پس رو و پس رفت پس فرمود . بعزت و جلالم سوگند نيافريدم خلقى را كه دوستتر باشد نزد من از تو بوسيلهء تو ببخشم و بوسيلهء تو دريغ كنم ، براى تو پاداش دهم و براى تو كيفر نمايم بعزت و جلالم سوگند تو را بكمال نرسانم مگر در كسى كه دوستش دارم « 1 » مقصود در آن هم بمانند خبر پيش است كه اگر خود به خود استوار بود تا خود به خود وجود داشت البته كه نخست آفريده خدا تعالى بود براى برتريش و براى اينكه مقامات بلند را مستحق نشوند جز بدان و اگر زنده و توانا بود فرمانبر خدا بود و خلاف فرمان او نميكرد ، و اين همه دليل است بر شرافت خرد و جلالتش و تأكيد است بر اينكه رجوع بدان و تمسك به محبتهايش لازم است و در قرآن مجيد هم نظائرى دارد . فصل : در آنچه بدين معنا در قرآن آمده و شرح چند نمونه 1 - قول خدا تعالى ( 42 - النحل ) جز اين نيست كه فرمان براى چيزى كه آن را خواستيم اينست كه گوئيم باش پس بىدرنگ خواهد بود : اين خود گواه است كه مقصود از آن گفتن نيست و در اينجا گفتن هم درست نيست زيرا اگر در حقيقت فرمان بودن براى چيزى صادر كند از دو حال بيرون نبود يا فرمان بدان در حال نبودن آن چيز است يا در حال بودش ، در حال نبودش نشدنيست زيرا عدم چيزى نيست كه به دو

--> ( 1 ) اين روايت در باب عقل و جهل اصول كافى است و ما آن را شرح كرديم بدان رجوع شود ( مترجم )