أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

81

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

47 - نميخورد آدمى جز آنچه روزى او است * همه اخلاق آدميان موافق هم نيست هموار است بر شخص خواب آنچه خواب آور است 47 - هر كه مردم را گزد يابد كسى كه او را گزد * زبان نادان به زودى او را به زمين زند در باطل حقى باشد كه آن را سركوب كند 49 - هر زمانى نابغه‌ها دارد * و حق براى باطل ضرر كوبنده ايست مبادا نوشابهء خوشگوار نافرمان تو شود 50 - بسا اميدى كه از هراسى گسسته شود * و بسا امنيتى كه بدنبالش آفتى رسد كامياب دورى راه را به حساب نياورد 51 - چه بسيار با عزتى كه ديدى خوار شد * چه بسيار شادمانى رو آورد كه پشت كرد و رفت و بسا مرديست كه از گدائى بنوائى رسيد 52 - رفاقت با بىانصاف خيرى ندارد * روزگار گاهى جفا كند و گاهى مهر ورزد مرگ هر ديدهء بينا را نابود سازد 53 - بسا صبح آدمى كه بشب نرساند * مرگ آدمى موكل بر نفس او است تا آنكه او را در گورش بسپارد 54 - من ديدم هر چيز نو كهنه مىشود * و هر چيزى بنابودى گرايد نادانى خود را با پرسش درمان كن 55 - راستى كوچ بايد پس توشه آماده كن * راستى معاد آيد از معاد در حذر باش عمر بدست تو نيست هر چه هم بدرازا كشد 56 - راستش تو بنده‌اى و عهده‌دار و بازپرسى شوى * روزگار از غفلت دار غافل نيست و هر چه را در پيش دارى بدست آيد * تا بيايدت روزى كه سر رسيد زندگى است