أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
67
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
درست نباشد همان سخن را بدانها گوئيم كه ماضى هم در يك زمانى مستقبل بوده و اگر اين در بارهء مستقبل و آينده محال است در گذشته هم بايد محال باشد زيرا كه آن هم مستقبل بوده . پرسش ديگر : به آنها گفته شود رواست كه خورشيد در آينده بشمار دورههاى گذشتهء خود بچرخد يا روا نيست ؟ اگر منكر شويد گوئيم براى چه منكر ميشويد با اينكه بعقيدهء شما خورشيد در آينده گردش بىنهايت دارد آيا در آنها باندازهء شمارههاى دورههاى گذشته نيست ؛ اگر بگويند : نه ، بايد گذشته را بيشتر از آينده به حساب آرند و آينده را با نهايت دانند و اگر گويند خورشيد در آينده بشمار دورههاى گذشته ميچرخد به آنها گفته شود گذشته را نهايتى باشد و از آينده هم باندازهاى بماند و اگر گويند نماند اعتراف كردند بوجود آغاز و انجام و زمان را از دو طرف با نهايت دانستند و براى گردشهاى خورشيد آغاز و انجامى مقرر داشتند و آن مخالف مذهب آنها است . و اگر گويند خورشيد در آينده بشمار دورههاى گذشته بچرخد و دورههاى بىنهايت آن هم بجا ماند در اين صورت گذشته نهايت يابد و آغازى دارد و مذهب آنان در اينكه قديم است باطل باشد و الحمد للَّه . 5 - دليل ديگر بر اينكه همه آفريدهها را آغازى بايد اينست كه هر پديده در سراسر جهان پس از نبودن بود شده و پديد آمده و بناچار يك آفرينندهاى هم دارد كه پيش از آن بوده و چون همه را با هم جمع كنيم همه بود شدند پس از نبودن و پديد آرنده دارند كه بر آنها پيش است زيرا مجموع آنها همان آمارند كه منظور شدند و نميشود در حال جمع و تفرقه در اين حكم مخالف باشند چنانچه اگر هر فرد زنگى سياه باشد همه زنگيان بطور دستهجمعى سياه باشند و حكم آنها در حال جمع و تفرقه يكى است و ملحدان با ما هم قولند كه همه پديدهها كار و ساخت صانعند و همه عقول گواهند كه فاعل مقدم است بر افعال خود و سازنده پيش از ساخته خود است در اين باره خلاف نكند جز معاند با عقل خودش .