أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

63

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

سال آينده كه بر آن افزوده شود شمار حوادث گذشته فزون گردد و گذشته منهاى اين حوادث صد سال كمتر از مجموع است و اين دليل مىشود كه حوادث گذشته اندازه دارند زيرا اگر بىنهايت بودند فزونى در آن تصور نميشد و براى ما به خوبى روشن است كه حوادث گذشته تا صد سال ديگر بيشترند از آنچه امروزه هستند و به اين وسيله روشن مىشود كه متناهى هستند و آغازى دارند چنانچه انجامى دارند و گفته دهريان در بارهء آن باطل ميگردد ، يك معارضه به مثل : ملحدان گويند اين دليل شما براى اثبات تناهى در پديده‌هاى آينده هم درست مىآيد و ميتوان گفت كه كارهاى خدا در آينده هم آخرى دارند و هميشه نيستند با اينكه شما ميگوئيد آينده آخر ندارد چون گوئيم اگر حوادث صد سال را از آينده كم كنيم شمار حوادث آينده كم مىشود و بايد متناهى باشند و دو طرف آنها محصور باشد . جواب اعتراض : گوئيم ميان گذشتهء و آينده در اين باره فرقى است زيرا حوادث گذشته بوجود آمدند و همه بوده‌اند و بايد آنچه در آينده بوجود آيد بدانها پيوسته گردد و گذشته تنها كمتر از مجموع شود ولى آينده چنين نيست زيرا هنوز وجود ندارد و فقط در حيطهء قدرت فاعل قرار دارند و كمبود در آنها تصور ندارد تا بتوان گفت بايد متناهى باشند . 2 - روزها و شبهائى گذشتند كه ما در پايان آنها هستيم از شما ميپرسيم شبها بيشترند يا روزها يا هر دو در شمار برابرند اگر يكى از آنها بيشتر از ديگر است آن ديگر متناهى است چون شماره كمترى دارد و آن ديگر هم بناچار متناهى مىشود زيرا بشمار معينى از آن بيشتر است زيرا نميشود روزها همه بىواسطه شب به يكديگر پيوست باشند يا شبها بىواسطه روز بهم پيوست باشند و اگر هر دو در شمار برابرند شمار مجموع شبها و روزها بيشتر از شمار روزها و يا شبهاى تنها باشد و اين دليل است كه نهايتى دارند زيرا در بىنهايت تصور شمار بيشتر نشود با اينكه ما دانستيم مجموع شبها و روزها با هم بيشتر از هر كدامند و از همين دليل ما ميدانيم