أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

53

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

و دانش ميدان بحث و پژوهش را در محيط بغداد گسترده كرد و دانشمندان هر روش و مسلكى به تلاش افتادند و بازار بحث و علم گرم شد . و قرن چهارم اسلامى كه دوران زندگى مصنف و استادان او بوده رشته‌هاى چندى از دانش مورد بحث و پژوهش بوده و بويژه آنچه بمذهب و دين وابسته بوده است . و تسلط تركان بر خليفه وقت توجه آنان را از پرداختن به مباحث دينى سلب كرده بود و گرفتار خود و جفاى تركان بودند چنانچه مسعودى در ص 145 ج 4 مروج نامبرده ميگويد : چون مستعين ( در سال 248 ) بخلافت رسيد ابا موسى اوتامش را بوزارت برگزيد و سر كار امور وزارت نويسندهء اوتامش بود بنام شجاع ( پسر قاسم ) و چون اوتامش و نويسنده‌اش كشته شدند احمد بن صالح پسر شيرزاد وزير او شد ، و چون وصيف و بغا بكمك همدگر باغر تركى را كشتند موالى ( طرفدار باغر ) به جوش آمدند و تعصب كشيدند و وصيف و بغا مستعين را برداشتند ( و از سامراء ) ببغداد سرازير شدند و او را در خانهء محمد بن عبد اللَّه بن طاهر ( مرد يكم آن روز بغداد ) فرود آوردند در محرم سال 251 و مستعين را امر و اراده‌اى نبود و همه كارها بفرمان بغا و وصيف انجام ميشد و مخالفان بغداد را محاصره كردند و ما شرح آن را در كتاب اوسط درج كرديم و شاعرى در بارهء وضع مستعين سروده . خليفه اندر قفص است * بين وصيف است و بغا گويد هر آنچه گويند بگو * چون گفت طوطى هر كجا پايان كلام مسعودى و از اين بيان مختصر وضع ننگين خلافت پس از درگذشت منتصر روشن مىشود و چون تركان مسلط بمركز خلافت با دانش و پژوهشهاى مذهبى سر و كارى نداشتند بحثهاى مذهبى آزاد بود و هر فرقه‌اى مطابق عقيدهء خود اظهار نظر مينمود . نتيجه اينكه دوران مؤلف كتاب بهره‌اى از آزادى افكار و عقائد داشته و