أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

49

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

2 - بروز يك ارتجاع جاهلى در مركز حكومت عباسى از همان قماش ارتجاع دوران يوستينان قيصر روم پس از پذيرش دين مسيح كه فرمان داد همه دانشگاه‌هاى روم را بستند و از نشر دانش و پيروى انديشه جلوگيرى كردند و تنها ظاهر آداب انجيل و دستورهاى پاپ و كشيشان پاسبان مركز حكومت را مورد توجه ساختند و از اين تاريخ دنبالهء نهضت علمى يونان و رومان بريده شد و محيط حكومت پهناور روم در يك جهالت قرون وسطائى فرو رفت و پردهء سياه جهل سر تا سر آن را فرا گرفت و چشمها و گوشها بسته شد تا فرياد قرآن مجيد و شمشير مجاهدان اسلامى اين پرده را دريد و روم شرقى را منحل نمود و به تصرف خود درآورد و روم غربى را تا بن ديوارهاى مستحكم قسطنطنيه محاصره كرد . و نمونهء ديگر آن ارتجاع عمرى بود كه گفت : حسبنا كتاب اللَّه ، تنها قرآن خدا ما را بس است و جلو نشر علم اسلامى را كه در سينهء على عليه السلام بود بست و رنجها برده شد و خونها ريخته شد تا روزنه‌اى از اين باب علم پيغمبر به روى مردم گشوده شد و ما شرح آن را در مقدمهء ترجمهء كتاب الغارات بطور كلى بيان كرديم . حكومت متوكل در مقام برآمد كه چنين وضعى در محيط اسلامى بوجود آورد و باب دانش و انديشه را به روى مسلمانان بربندد ، مسعودى در ص 86 ج 4 مروج نامبرده گويد : چون خلافت به متوكل رسيد ( در سال 232 ) فرمانداد هر گونه بررسى و بحث و انديشه‌اى كه در دوران معتصم و واثق و مأمون ميان مردم بوده قدغن باشد و مردم را به تسليم و تقليد فرمان داد و محدثان را فرمود : تا نشر حديث كنند و سنت و جماعت را ترويج نمايند . رئيس محدثان دوران او احمد بن حنبل بود كه بر اثر اين فرمان مورد توجه عامهء مردم شد و بمقام امام چهارم سنيها رسيد . و به همين مناسبت باب اجتهاد مسدود شد و مردم بتقليد چهار پيشواى فقه عامه كه مالك و ابو حنيفه و شافعى و احمد حنبل باشد وادار شدند و تا كنون بدين تقليد