أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
33
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
بوده و تا آنجا كه دلخواه زبيده بود بوى آزادى نميداد و دست او به بيت المال گشاده نبود . مسعودى در ص 386 ج 3 مروج نامبرده گويد : رياست جعفر طولانى شد و او و پدرش و برادرانش بر امور كشور چيره شدند و زبيده همسر رشيد در دل او جايى داشت كه بر همه ديگران پيش بود و يحيى بن خالد كه ناظر حرمسرا بود از خدمت خدمتكاران براى آنها دريغ ميكرد و زبيده از يحيى به هارون شكايت كرد - تا گويد : يحيى بيشتر به حرمسرا فشار آورد و سختگيرى كرد و فرمود شبها درهاى حرمسرا را قفل كنند و كليدها را به خانه خود ميبرد تا زبيده بجان آمد و باز به رشيد شكايت كرد و رشيد گفت يحيى خير خواه حرمسرا است و زبيده در پاسخ او داستان همبسترى جعفر پسر يحيى را با خواهر رشيد عباسه به او خبر داد و بقول برخى اين پيشامد سبب خشم هارون شد و تصميم گرفت برمكيان را از ميان بردارد و اگر داستان عباسه و جعفر هم كه مسعودى بتفصيل آن را بيان كرده است درست باشد اين خود گوشهاى از نقشههاى ضد برمكيان است كه حزب مخالف كشيده و اجرا كردند و در نتيجه دولت برامكه پايان يافت و جعفر 45 سال داشت كه كشته شد و ديگران بزندان افتادند و حزب مخالفت روى كار آمدند و فضل بن ربيع رهبر آنان بود و او بود كه پس از مرگ هارون در سال 193 سر كار بيعت گرفتن براى محمد امين جانشين يكم رشيد شد . با روى كار آمدن حزب فضل بن ربيع و خلافت امين و زوال برامكه اوضاع وارونه شد و حزب ايرانيان در پس درافتادند ولى با آنچه رخ داد اين دوران چندان بدرازا نكشيد . زيرا مأمون به اشاره سهل مشاورش با پدرش رشيد از بغداد به مرو رفت و رشيد در طوس سخت بيمار شد در سال 193 ، پزشكان بيمارى او را خطرناك نشمردند ولى چون قاروره بول او را به نظر يك پزشك ايرانى رساندند گفت به صاحبش بگوئيد وصيت كند زيرا درمان پذير نيست .