أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
19
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
عرب و خوارج هم كه از اين دستگاه ناراضى شدند باز همان سران عشائر عرب بودند كه دست بشمشير بردند و خونها ريخته شد . ولى رشتهء دوم در انحصار تازيان در نيامد و در زمان خود پيغمبر اسلام هم ميان ياران آن حضرت رهبرانى در دانش و پژوهش و عرفان پديدار شدند و چون سلمان و صهيب و بلال و سلمان فارسى در اين رشته رهبر بىمانندى به حساب آمد و پيروان اين رشته پس از درگذشت پيغمبر گرد على عليه السّلام بودند و از آن حضرت استفاده مىكردند و آن حضرت هم به پرورش آنها ميپرداخت و افراد آماده ديگرى كه در شمار تابعين آمدند مانند كميل بن زياد و ميثم تمار و ديگران بدان پيوستند . و با گسترده شدن دانش در محيط پهناور اسلام همه مسلمانان پى بردند بفساد حكومت چند ده ساله اسلام كه بر پايه سقيفه بوجود آمد و بر پايهء انتخاب مردم و تعيين وليعهد در دوران معاويه و با تشكيل دانشگاههاى اسلام در كوفه و بصره و مدينه بكوشش على عليه السّلام و فرزندان او موج مخالفت با بنى اميه در محيط پهناور اسلام از مراكش تا مرز چين بالا گرفت و از هر سو شورش ضد اموى آغاز شد و از همه نيرومندتر جبههء ايران بود كه بسردارى ابو مسلم خراسانى استانهاى خراسان و رى و همدان را يكى پس از ديگرى از كارمندان و حكمرانان بنى اميه باز پس گرفت و تا عراق عرب و سرزمين دجله و فرات پيش تاخت و در اين دوره از تاريخ اين دو رشته تا اندازه فزونى بهم نزديك شدند و هم ديگر را شناختند و بهمكارى پرداختند و شعار شورش روى كار آوردن يك حكومت خدا پسند بود كه از آن به رضاى آل محمد تعبير مىشود و اشاره داشت كه چنين حكومتى را بايد در خاندان پيغمبر جست و از عشيرهء بنى هاشم بازيافت . و اين وضع زمينه فراهم كرد كه نيروى شمشير و فرماندهى از نظر كشورى و لشكرى از انحصار تازيان بدر آمد و سائر ملتها هم از آن بهرهمند شدند ، فرماندهان بلند پايه لشكرى چون ابو مسلم و مشاوران دربار خلافت و سرورى چون يحيى برمكى و نويسندگان دانشمند قانونى چون ابن مقفّع در دستگاه سياسى جامعه اسلامى پديدار