أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

118

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

آنچه بپايد و زهد در آنچه نپايد علم را با عمل همراه كرده ، و علم را بحلم پيوسته روز خود را پيوسته با نشاط سر كند و از تنبلى دورى جويد و آرزويش كوتاه است و لغزشش اندك و در انتظار مرگ خود است دلش خاشع است ، در ياد پروردگار خود است نفسى قانع دارد و نادانى خود را ميداند ، دين خود را نگهدار است مددش را به حساب نگيرد و خشمش را فرو خورد ، خلقش خوش است و همسايه‌اش از او در امانست و كارش آسانست و تكبرش نابود ، صبرش بر جا است و ذكرش بسيار ، هيچ كار خيرى را براى خود نمائى نكند و آن را را براى شرم واننهد خيرش را آرزو دارند و از شرش در امانند ، اگر ميان غافلان باشد از ذاكران نوشته شود و اگر با ذاكرانست غافل ثبت نشود ، گذشت كند از آنكه ستمش كرده و ببخشد بدان كه محرومش ساخته و صلهء رحمى كند كه از او بريده ، به كار خير نزديك است و گفتارش راست است و كردارش نيكو ، خيرش پيش آيد و شرش دور شود و نيرنگ ندارد . در موارد تزلزل آور آرام است ، و در پيشامدهاى بد شكيبا و در حال رفاه شكرگزار ، ستم نكند به كسى كه نخواهدش و براى دوستش گناه نكند ، ادعا نكند آنچه حق او نيست را انكار نكند آنچه به عهده او است ، به حق اعتراف كند پيش از آنكه گواه بر او گواهى دهد ، آنچه مسئول نگهدارى آنست ضايع نسازد ، كسى را بنام بد نخواند و به كسى ستم روا ندارد و حسد بر او چيره نگردد و بهمسايه زيان نرساند و آسيب ديده را سرزنش نكند امانت پرداز است و فرمانگزار و شتابان در كار خير و هراسان از كار زشت امر بمعروف كند و آن را به كار بندد ، نهى از كار بد كند و از آن كناره نمايد ، ندانسته وارد كارى نشود ، خود را در كارش درمانده نخواند . اگر خاموشى گزيند خسته‌اش نكند و اگر سخن گويد از تعبير در نماند آوازش خنده را بلند نكند بدان چه مقدر او است قناعت كند خشم او را سركش ننمايد و هوس بر او چيره نشود و بخل او را مهار نكند با مردم دانسته در آميزد و بخوشى از آنها جدا شود ، سخن گويد تا بهره برد و بپرسد تا بفهمد ، خود را در رنج اندازد تا مردم از او آسايش كنند ؛ مردم را از خود آسوده دارد و براى برادرانش رنج كشد