أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
107
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
عمل محقق نشود جز بدل و شهوت و خواست و دوستى كارى نباشند جز براى صاحب دلى و نيت و نهاد و عزم نباشند جز براى كسى كه تصورى كرده كه او را بانجام كارى كشاند كه اراده و نيت و عزمش در آن غالب آمدند و چون خدا عز و جل برتر است از هر نياز و بىنياز مطلق است و اندام و ابزار براى او نشدنيست و داعى و تصور در او محال باشند و نشايد گفت نيازى در كارهاى خود دارد و كم بود و عزمى را شايد ثابت شود كه توصيف او باراده خلاف توصيف بندگان او است باراده و اراده او خود كارهاى او است و به كار بردن صفت مريد در حضرت او به پيروى از تعبير در باره مردم است نه بر قانون لغت اراده و به همين معنا از ائمه هدى روايت آمده استاد ما شيخ مفيد گفته : به من خبر داد ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه از محمد بن يعقوب كلينى بسندش تا صفوان بن يحيى كه بابى الحسن عليه السلام گفتم به من بگو از اراده خدا تعالى و از اراده خلق او ، فرمود : اراده خلق نهاد است و آنچه پس از آن بر ايشان با ديد آيد از كارى كه كنند و اراده خدا همان پديد آوردن كار او است نه چيز ديگر زيرا خدا جل اسمه همت نگمارد و انديشه ندارد . شيخ ما مفيد ره گفته اين نص و صريح گفتار مولاى ما است عليه السلام بر آنچه من اراده خدا تعالى را تفسير كردم و تصريح دارد به عقيده ديگر من كه اراده بنده پيش از فعل او است و بلخى « 1 » هم همين عقيده را دارد و اعتقاد به پيش بودن اراده بر مراد مانند تقدم قدرت است بر عمل و فرموده امام عليه السلام در خبر پيش كه اراده خلق نهاد است و آنچه پديد آيد بر ايشان پس از عمل صريح است در تقدم اراده بر فعل زيرا فعل پديد شود از بنده پس از آن و اگر مطلب چنان بود كه جبائى گفته ( اراده و
--> ( 1 ) ظاهر آنست كه مقصود از بلخى ابو القاسم بلخى است كه يكى از دانشمندان معروف معتزله بود و در برخى مسائل با آنها مخالفت كرده و با متكلمين شيعه هم عقيده است كه يكى از آنها همين تقدم اراده بر فعل است زيرا اراده همان كشش عضلات و اعضاء است بسوى عمل كه ناشى از تصميم بر انجام كار است تصميم كشش روح است بسوى عمل كه اندام را بجنباند و به كار وادارد و دنبال آن وقوع كار حتمى باشد ،