أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )

67

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )

و كسى كه حرص او فاحش شد نفس او خوار خواهد شد ( 1 ) و كسى كه حسد ببرد ببالاتر از خود هميشه در غم و غصّه خواهد بود و كسى كه اندوه مىخورد بر چيزى كه از دست او رفته اندوه بىفايده را براى خود خريده و رنج سنگينى بار خود نموده و پر كرده دل خود را از اندوهها و تمنّاها كه راحتى در عقب ندارد و كسى كه سعى كند در چيزى كه تمام شدن از براى او نيست عاقبت حسرت و ندامت برد مترجم گويد كه شايسته ديدم در اينجا نقل كنم كلمات لطيفه قبّره را كه فاضل دميرى از خطيب بغدادى در حياة الحيوان نقل كرده و آن چنانست كه مردى صيد كرده قبّره را و آن مرغك كوچكى است به اندازه گنجشك قبّره به زبان آمد و باوى گفت كه مقصود تو از صيد كردن من چه بود گفت آنكه ترا بكشم و بخورم گفت و اللَّه انّى لا اسمن و لا اغنى من جوع يعنى به خدا سوگند كه من كسى را فربه نمينمايم و از گرسنگى بينياز نميكنم و لكن من ترا سه خصلت مىآموزم كه از كشتن و خوردن من براى تو بهتر باشد و ليكن يكى از آن سه خصلت را وقتى ميگويم كه در دست تو باشم دوّم را وقتى ميگويم كه مرا رها كنى و من بپرم و بر روى درخت بنشينم سوّم را وقتى ميگويم كه از درخت پرواز كرده و بر روى كوه روم آن مرد قبول كرد و گفت نصيحت اوّل را بگو گفت افسوس و اندوه مخور بر چيزى كه از دست تو بيرون رفت پس رها شد و بر بالاى درخت رفت و گفت نصيحت دوّم آنكه هر چه را شنيدى بر عقل خود عرضه دار پس آنچه را كه بعقل و عادت درست نيايد باور و قبول مكن اين بگفت و بالاى كوهى رفت چون بر كوه مستقر شد فرياد كرد