أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )

59

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )

مىرساند آدمى را بتوقير و تعظيم كردن مردم او را ( 1 ) چهار چيز است كه دلالت دارد بر چهار چيز فقه دلالت دارد بر ديانت و صافى و خالص بودن دلالت دارد بر امانت و سكوت دلالت دارد بر عقل و عدل دلالت دارد بر فضل ( 2 ) و به چهار چيز حكم كرده مىشود به چهار چيز سخن چينى و غمّازى بر ناكسى بد كردن بر نادانى و زشتى گذاشتن مال بر بخل سبكى بر جهل ( 3 ) چهار كس از چهار چيز جدا نميشود نادان از غلط فضول از سقط شتاب‌كننده از لغزش ملوك از علل يعنى از بهانه‌جوئى ( 4 ) چهار چيز كشيده مىشود آخر او به چهار چيز ممازحه و شوخى كردن بشر و بدى رنجانيدن ببغض و دشمنى خلاف كردن بوحشت و دورى سبك شمردن بعيب كردن و لقب بد را ياد كردن ( 5 ) چهار چيز است كه زايل مىشود به چهار چيز نعمت بكفران قدرت بعدوان دولت باغفال حظّ بردن و بهره‌مند شدن بناز و دلال ( 6 ) چهار كس‌اند كه استيفاء حق خود نكنند از چهار نفر شريف از ناكس رشيد از گمراه نيكوكار از بد كار انصاف دهنده از جاهل جبركننده ( 7 ) چهار چيز است كه عاقبتش به چهار چيز ميرسد سكوت بسلامت نيكوئى بكرامت بخشش كردن بسيادت شكر كردن بزيادتى نعمت ( 8 ) چهار كس شناخته مىشود به چهار چيز كاتب بنوشته‌اش عالم بجواب دادنش حكيم بكردارش حليم بتحمّلش ( 9 ) چهار چيز را بقا و دوامى نيست مالى كه از حرام جمع مىشود مجالسى كه از گناهان منعقد مىشود انديشه‌اى كه از عقل خالى باشد شهرى كه از عادل خالى باشد ( 10 ) چهار چيز باعث دوام