أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )

56

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )

براى او ( 1 ) روايت شده از ابن عباس كه گفت چهار نفرند كه توانائى بر پاداش ايشان را ندارم مرديكه ابتدا كرد به من بسلام كردن و مرديكه گشود جايى براى من در مجلس و مرديكه قدمش گرد آلوده شده به جهت رفتن او در پى حاجت من و امّا چهارم را پاداش نميدهد عوض من مگر حقتعالى گفتند كدامست آن كس گفت مرديكه حاجتى برايش روى دهد پس شب خود را در فكر باشد كه حاجتش را از كه يا چه كس بخواهد آخر الامر فكرش به آنجا رسد كه از من حاجت خود را بخواهد ( 2 ) كليله گفته كه قسمت شده چهار چيز بر چهار چيز رغبت بر مال شهوت بر لذّت‌ها طلب از براى ذكر و عمل از براى معاد پس سه چيز اوّل متاعى است كه زود فانى مىشود و تبعه و عاقبت بد آنها باقى ميماند و چهارمى منتظم مىكند آن سه چيز را بدون تبعه پس غنائى نيست مثل رضا و لذّتى نيست مثل تقوى و ذكرى نيست اشرف از اطاعت خداوند عزّ و جل و حفظ شده ( 3 ) از حسن بصرى چهار كلمه هر چه خواهى زندگى كن در دنيا كه آخر خواهى مرد هر چه خواهى مال جمع كن كه آخر بايد بگذارى و به روى هر چه را خواهى دوست بدار كه آخر الامر از او بايد مفارقت كنى هر چه خواهى بجا آور و عمل كن پس بدرستى كه ملاقات خواهى كرد او را ( 4 ) بعضى را گفتند كه بر چه بنا كردى امر خود را گفت بر چهار خصلت دانستم رزق مرا غير من نميخورد پس آرام گرفت نفس من از حرص در طلب آن و دانستم عمل مرا غير از من كسى بجا نمياورد پس مشغول به عمل خود شدم و دانستم مرگ مرا خبر نميكند كه كى خواهد آمد پس مبادرت و تعجيل كردم در تهيّه و استعداد آن و دانستم كه خدا مرا مىبيند و از او پنهان نخواهم شد