أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )
22
معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )
كه شخص عاقل مردم را آئينه خود قرار دهد پس آنچه از ايشان سر مىزند تأمّل در خوبى و بدى آن نمايد پس بقبح هر چه برخورد بداند كه چون آن عمل از او سرزند قبيح است و به خوبى هر چه برخورد بداند اين عمل از او نيك است پس در ازاله عيوب خود بكوشد و در كسب اخلاق حسنه سعى كند و لهذا معروفست كه حكيمى را گفتند ادب از كه آموختى گفت از بىادبان ( 1 ) از بوذرجمهر حكيم نقل شده كه گفت من از هر چيزى صفت نيك آن را آموختم حتى از سگ و گربه و خوك و غراب گفتند از سگ چه آموختى گفت الفت او را با صاحب خود و وفاء او را گفتند از غراب چه آموختى گفت شدت احتراز و حذر او گفتند از خوك چه آموختى گفت بكور او را در حوائج خود گفتند از گربه چه آموختى گفت حسن نغمه تملّق او را در مسألت و بالجمله عاقل بايد پيوسته اخذ فايده كند چه از دشمن يا دوست خواه وضيع باشد يا شريف از انسان باشد يا غير انسان ( 2 ) همانا از امير المؤمنين ( ع ) وارد شده كه فرمود الحكمة ضالّة المؤمن فخذ ضالتك و لو من أهل الشّرك يعنى حكمت گم شده مؤمنست پس دريافت كن گمشده خود را هر جا كه يافتى اگر چه نزد اهل شرك باشد ( 3 ) يكى گفته دو چيز از اخلاق مؤمنست يكى آنكه شماتت نميكند بمرگ يعنى شادى نميكند در مرگ دشمن چنان كه داب غافلين است و از اين جهت اين شاعر نصيحت كرده اى دوست بر جنازه دشمن چه بگذرى * شادى مكن كه بر تو همين ماجرا بود و ديگر از اخلاق مؤمن آنست كه كسى را بلقب بد نميخواند ( 4 ) حكيمى گفته كه مروّت و مردانگى در دو چيز است يكى انصاف دادن با مردم و ديگر تفضّل و عطاى