الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

97

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

6 - صفوان جمال گويد : از امام صادق عليه السّلام در باره اين قول خداى عز و جل پرسيدم : « و اما ديوار از آن دو پسر بچه يتيم در آن شهر بود و در زيرش گنجى متعلق به آنها بود ، 82 - سوره 18 » فرمود : همانا آن گنجينه طلا و نقره نبود . بلكه چهار كلمه بود : 1 - شايسته پرستشى جز من نيست 2 - هر كه بمرگ يقين داشته باشد : خنده دندان نما نكند 3 - هر كه به حساب ( روز قيامت ) يقين داشته باشد ، دلش شادمان نباشد ، 4 - هر كه بتقدير يقين داشته باشد ، جز از خدا نترسد . 7 - امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمود : هيچ بنده‌ئى مزه ايمان نچشد ، تا اينكه بداند آنچه به او رسيده ، از او نميگذشت و آنچه از او گذشته به او نميرسيد ، و اينكه زيان بخش و سود رسان تنها خداى عز و جل است . ( به شماره 1563 رجوع شود ) . توضيح - گويا مقصود از جمله اخير اينست كه هر سود و زيانى بتقدير خداى عز و جل است ، اگر چه بتوسط ديگرى به انسان برسد ، و رسيدن و نرسيدن از ديگرى هم بتوفيق و يا خذلان اوست . 8 - سعيد بن قيس گويد : روزى در ميدان جنگ مردى را ديدم كه تنها دو جامه بر تن داشت ( بدون زره و خود ) اسبم را بجانبش حركت دادم ، ديدم امير المؤمنين عليه السّلام است . عرض كردم : يا أمير المؤمنين ! در چنين جايى ( با اين لباس ) ؟ فرمود : آرى ، اى سعيد بن قيس ! هيچ بنده‌ئى نيست جز آنكه براى او از جانب خدا بعنوان نگهبان و نگهدار ، دو فرشته است كه او را نگه ميدارند از اينكه از سر كوهى سرنگون نشود يا در چاهى بيفتد ، و چون قضاء خدا فرود آيد ( اجلش برسد ) او را نسبت به همه چيز واگذارند .