الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

7

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

در زمان ولادتش پس از آنكه در تاريكى بود ، خارج مىكند و بسوى نور ميبرد و كافر را پس از آنكه در نور باشد خارج مىكند و بسوى تاريكى ميبرد ، اينست معنى گفتار خداى عز و جل « تا آنكه را زنده است بيم دهد و گفتار ( وعده و فرمان خدا ) بر كافران ثابت گردد » . شرح - ظاهر اين اخبار و همچنين رواياتى كه در دو باب بعد ذكر مىشود . اينست كه : علت اختلاف افراد بشر از لحاظ ايمان و كفر و سعادت و شقاوت ، همان اختلاف سرشت و طينت اوليه آنهاست كه از اختيار آنها خارج بوده و به حكم جبر خداى متعال در اصل خلقت ، دسته‌ئى بهشتى و دسته‌ئى ديگر دوزخى آفريده شدند ، بنا بر اين امر و نهى و كيفر و پاداش بندگان بر خلاف عدالت و حكمت است ، از اين رو دانشمندان اسلامى در حل و توجيه اين اخبار ، طرق و مسالك مختلفى دارند كه مرحوم مجلسى پنج طريقه را بيان مىكند : ( 1 ) مسلك اخباريين است كه ميگويند : ما به اين اخبار ايمان اجمالى داريم « 1 » و اعتراف ميكنيم كه حقيقت معناى آنها را نميفهميم و نمىدانيم اين اخبار بچه منظور صادر شده است ، پس علم آنها را به خود ائمه عليهم السلام ارجاع ميدهيم . ( 2 ) اين اخبار حمل بر تقيه مىشود ، زيرا موافق با روايات عامه و مذهب اشاعره از آنهاست . ( 3 ) روايات مذكور كنايه از اينست كه : خداى تعالى در ابتداى خلقت ، عالم بود كه كداميك از بندگانش پس از آمدن در دار تكليف به راه ايمان و سعادت رود ، و كدامين آنها طريق كفر و شقاوت پيمايد ، و چون خداى تعالى اين علم را دارد ، گويا آنها را آن گونه آفريده است . ( 4 ) اين اخبار كنايه از اختلاف استعداد و قابليت افراد بشر است ، زيرا انكار پذير نيست كه استعداد محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه عليه و آله با استعداد ابو جهل ملعون اختلاف و تفاوت بسيار داشت ، او در بالاترين درجات استعداد و قابليت و اين در پست ترين مراتب تعقل و ادراك بود و هر يك به مقدار قابليت و استعداد خود مكلف بودند ، خداى تعالى پيغمبر اكرم را چنان تكليف شديد و دقيقى فرمود كه نسبت به هيچ يك از افراد بشر آن سخت‌گيرى و موشكافى را نكرد ، و ابو جهل را هم به مقدار استعداد و ظرفيت خويش مكلف ساخته و مجبور بر شر و فساد ننموده است . ( 5 ) چون خداى تعالى ابتدا آنها را در عالم ذر آفريد و مكلف ساخت ، چنان كه در باب آينده ذكر مىشود ، و در آنجا دسته‌ئى اطاعت كرده و فرمان بردند و گروهى عصيان ورزيده و نافرمانى كردند ، اختلاف طينت و سرشت آنها پس از آن و از ناحيه اطاعت و عصيان خود آنها بود در مرتبه اول ، پس جبر

--> ( 1 ) ايمان اجمالى را ما در مقدمه جلد اول توضيح داديم .