الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

429

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

2 امام فرمود : او در حالت اولش با ترس بهتر است از حالت عجب و خود بينش . 8 - رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : زمانى موسى عليه السّلام نشسته بود كه ناگاه شيطان سوى او آمد و كلاه دراز رنگارنگى بسر داشت ، چون نزديك موسى عليه السّلام رسيد ، كلاهش را برداشت و خدمت موسى بايستاد و به او سلام كرد . موسى گفت : تو كيستى ؟ گفت من شيطانم . موسى گفت : شيطان توئى ؟ ! - خدا آواره‌ات كند - شيطان گفت : من آمده‌ام به تو سلام كنم بخاطر منزلتى كه نزد خدا دارى . موسى عليه السّلام به او فرمود : اين كلاه چيست ؟ گفت : بوسيله اين كلاه دل آدميزاد را ميربايم ( گويا رنگهاى مختلف كلاه نمودار شهوات و زينتهاى دنيا و عقايد فاسد و اديان باطل بوده است ) . موسى گفت : به من خبر ده از گناهى كه چون آدميزاد مرتكب شود بر او مسلط شوى ؟ شيطان گفت : هنگامى كه او را از خود خوش آيد و عملش را زياد شمارد و گناهش در نظرش كوچك شود . و فرمود : خداى عز و جل بداود عليه السّلام فرمود : اى داود ! گنهكاران را مژده بده و صديقان ( راستگويان و درست كرداران ) را بترسان ، داود عرضكرد : چگونه گنهكاران را مژده دهم و صديقان را بترسانم ! فرمود : اى داود ! گنهكاران را مژده بده كه من توبه را ميپذيرم و از گناه درميگذرم و صديقان را بترسان كه باعمال خويش خودبين نشوند ، زيرا بنده‌ئى نيست كه بپاى حسابش كشم جز آنكه هلاك باشد ( و سزاوار عذاب ، زيرا از نظر عدالت و حساب عبادات بنده با شكر يكى از نعمتهاى او برابرى نكند ) .