الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

421

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

شرح - ملائكه ميپنداشتند شيطان هم مانند آنها مقدس و مطيع خداست و هرگز گناه و نافرمانى نميكند ولى تنها حميت و خودخواهى او موجب شد كه نهان پليد خود را آشكار كرد و بآدم عليه السّلام سجده نكرد پس از حميت و تعصب بپرهيزيد . 7 - از على بن الحسين عليهما السلام راجع به عصبيت پرسيدند ، فرمود : عصبيتى كه صاحبش بسبب آن گنهكار است اينست كه كسى بدان قوم خود را از نيكان قوم ديگر بهتر داند ، ولى دوست داشتن كسى قوم خود را عصبيت نيست ، بلكه كمك كردن كسى قوم خويش را بر ستم از جمله عصبيت است . باب كبر و بزرگ منشى توضيح - كبر بر خلاف تواضع اينست كه كسى خود را از ديگران بزرگتر و بالاتر داند و بر او گردنكشى و سرفرازى كند ، ولى عجب كه در باب آينده ذكر مىشود اينست كه : انسان خودبين و خود پسند باشد و بر خود ببالد ، پس در تكبر لازمست ديگرى باشد و انسان خود را از او بالاتر داند ولى در عجب بودن شخص ديگر و ملاحظه برترى بر او لازم نيست . مرحوم مجلسى علاوه بر اخبار اين باب ، آيات و روايات بسيار ديگرى در مذمت اين صفت در مرآت العقول نقل مىكند و سپس ميگويد : تكبر بر سه قسم است : ( 1 ) تكبر بر خداى تعالى كه از همه بدتر است مانند تكبر فرعون و نمرود . ( 2 ) تكبر بر پيغمبران و امامان ، مانند كسانى كه به آنها نگرويدند و گفتند : أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا بلكه بايشان ناسزا گفتند و آنها را كشتند . ( 3 ) تكبر بر بندگان خدا ، و سبب تكبر چند چيز است : 1 - علم و دانش . 2 - عمل و عبادت . 3 - حسب و نسب نژادى . 4 - جمال و زيبائى . 5 - ثروت و دارائى 6 - زور بازو و نيرومندى . 7 - داشتن پيروان و ياران و شاگردان و نوكران و فاميل و خويشان . و اما معالجه تكبر دو راه علمى و عملى دارد : راه علميش اينست كه : انسان بحقارت و پستى خود و عظمت و كبريائى پروردگارش آگاه شود ، ولى اين دو آگاهى طول بسيار دارد و نهايت علم صديقين همين است ، ولى براى شناختن حقارت خود كافى است كه در يكى از آيات بسيار قرآن كه در اين زمينه وارد