الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

324

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

احوال از خدا راضى است . نيتش خالص است و اعمالش بىغش و نيرنگ بازى ، نگاهش عبرتست و سكوتش فكرت و سخنش حكمت ، خيرخواه و بخشنده و برادر است ، در نهان و آشكار نصيحت كند ، از برادرش دورى نكند و غيبت ننمايد و با او مكر نورزد ، بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد ، و بر مصيبتى كه به او رسيده اندوهگين نشود ، توقع بى جا نداشته باشد ، و هنگام سختى سست نشود ، در زمان خوشى مست نگردد ، بردبارى را با دانش آميزد و عقل را با صبر ، تنبلى را از او دور بينى و نشاطش را پيوسته ، آرزويش نزديك و لغزش كم است ، منتظر مرگست و دلش خاشع ، به ياد خداست و نفسش قانع و جهلش زدوده و كارش آسان ، براى گناهش غمگين است و شهوتش مرده و خشمش فروخورده ، و خلقش ناآلوده ، همسايه‌اش از او آسوده است و بر سر خود پسندى نيست ، به آنچه برايش مقدر شده قانع است ، بردباريش متين و كارش محكم و تذكرش بسيار است . با مردم در آميزد كه دانا شود و سكوت كند كه سالم ماند و بپرسد كه بفهمد و تجارت كند كه سود برد ، گوش دادنش بسخن خوب براى باليدن به ديگران نيست [ پست حساس را نپذيرد كه آن را وسيله گناه و زشت كارى سازد ] و سخن گفتنش براى زور گوئى به ديگران نيست ، خودش از خويش در زحمت است و مردم از او در راحت ، خودش را براى آخرتش به زحمت افكنده و مردم را از ( شر و آزار ) خود راحت ساخته ، اگر بر او ستمى شود صبر كند تا خدا برايش انتقام گيرد ، دوريش از هر كه دورى مىكند بغض و كناره‌گيرى از آلودگى است ، و نزديكيش بهر كه نزديك مىشود ، ملايمت و مهربانى است ، دوريش براى خودپسندى و بزرگ فروشى نيست ، و نزديكيش براى فريب و نيرنگ نباشد ، بلكه از پيشينيان اهل خير پيروى كند ، و خود پيشواى نيكان پس از خود باشد .