الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

316

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

زحمتش براى ما از كسى كه چيزى را كه نميخواهيم از قول ما ميگويد بيشتر نيست . چون دانستيد كسى ( امر امامت و احاديث مخصوص ما را ) فاش مىكند ، نزدش رويد و او را از آن بازداريد ، اگر پذيرفت چه بهتر و گر نه كسى را كه بالاتر از اوست و از او شنوائى دارد بر او تحميل كنيد ( تا منعش كند و بازش دارد ) همانا مردى از شما مطلوبى كه دارد چاره‌جوئى و لطيفه كارى مىكند تا حاجتش بر آورده شود ، نسبت بحاجت من هم چاره‌جوئى كنيد چنان كه نسبت بحوائج خود ميكنيد ( يعنى با لطائف و حيل او را از فاش كردن اسرار ما باز داريد ) اگر از شما پذيرفت چه بهتر و گر نه سخنش را زير پاى خود دفن كنيد ( نشنيده انگاريد ) و نگوئيد او چنين و چنان ميگويد ، زيرا نقل شما به ديگران ، مردم را بر من و شما ميشوراند . هان به خدا اگر شما آنچه را من ميگويم بگوئيد ، اعتراف ميكنم كه شما اصحاب منيد ، اين ابو حنيفه است كه اصحابى دارد ، و اين حسن بصرى است كه اصحابى دارد ( با وجود نادانى و گمراهى آنها اصحابشان سخن آنها را ميشنوند و فرمان مىبرند ) و من مردى قرشى و زاده رسول خدايم صلى اللَّه عليه و آله و كتاب خدا را فهميده‌ام ، بيان همه چيز در كتاب خدا هست از ابتداء خلقت و امر آسمان و زمين و امر پيشينيان و پسينيان و امر گذشته و آينده و گويا همگى در برابر چشم من است و به آن مينگرم . شرح - از اين جمله پيداست كه هر علمى در قرآنست و امام به آن داناست و محتاج بمراجعه بمدارك و تأمل در آنها نيست و دليلش اينست كه در متجاوز از دو قرن و نيم زندگى ائمه عليهم السّلام تاريخ نشان نميدهد كه مطلبى از آنها پرسيده باشند و آنها جواب نداده يا گفته باشند نميدانم و محتاج بتاملست . 6 - عبد اللَّه بن سليمان گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : راز ما همواره پوشيده بود تا زمانى كه بدست اولاد كيسان افتاد ، آنها در بين راه و دهات اطراف عراق بازگو كردند .